| دسته بندی | الکترونیک و مخابرات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 75 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 105 |
مقدمه
ماهوارهها امروز جایگاه ویژه ای نزد دولتها و نیز زندگی انسان ها دارند همه ساله، صدها ماهواره به فضا فرستاده شده و نقشهای فراوانی را ایفا می کنند و نقش ماهواره در جنگ و صلح با اهمیت شمرده میشود. عصر فضا و ماهوارهها از چهارم اکتبر سال 1957 میلادی با پرتاب نخستین ماهواره ساخت دست بشر (اسپوتنیک – 1) آغاز شد. امروزه بیش از 1000 ماهواره در مدارهای مختلف در اطراف کره زمین در حال چرخش هستند و تاکنون بیش از 4000 ماهواره به فضا پرتاب شده است. یعنی به طور متوسط هر سه روز یک ماهواره.
این همه در حالی است که جمهوری اسلامی ایران صاحب هیچ ماهوارهای در مدار زمین نیست و در واقع فنآوری ساخت و پرتاب ماهواره را در اختیار ندارد. چند سالی است که مسوولان محترم کشوری به توصیه دانشمندان و صاحبنظران توجه کرده و دستور آغاز بررسیهایی برای انتقال فنآوری ساخت و پرتاب ماهواره را صادر نموده اند. مقاله کنونی حاوی اطلاعات گوناگونی در این زمینه بوده و این موضوع را از زاویه های مختلف مورد بررسی قرار داده است. در پایان، توصیه های کاربردی نیز ارائه شده است.
ماهواره (satellite) یک وسیله پرواز کننده در فضاست که در یک مسیر بسته به نام مدار (orbit) به مدت طولانی به دور زمین در حال گردش میباشد. مرکز زمین در صفحه مدار قرار دارد. نیروی جاذب (گریز از مرکز) روی ماهواره که از دو عامل مهم فاصله ماهواره از مرکز زمین (R) و سرعت حرکت ماهواره (V) ناشی میشود معمولاً در تعادل با نیروی جاذبه زمین است و بنابراین ارتفاع ماهواره از زمین، ثابت حفظ میشود به طور کلی مدار ماهوارهها بیضی است که مرکز زمین در یکی از کانونهای آن قرار دارد. شکل، اندازه، سمت و زاویه صفحه مدار بستگی به سرعت ماهواره و شرایط پرتاب دارد.
ماهواره باید از زمین به مدار مورد نظر حمل شده و در آنجا رها گردد. شیوه نصب ماهواره در سه مرحله انجام میشود: 1- ماهواره به وسیله یک راکت نیرومند بالابرنده، در یک مدار دایره ای رها میشود (به طور معمول راکت پس از رها کردن ماهواره در مدار مربوط، به سمت زمین باز می گردد و اغلب در برخورد با جو می سوزد). 2- با کمک موتورهای کوچک ماهواره، مدار آن به بیضی تبدیل میشود تا ارتفاع افزایش یابد. 3- با روشن شدن موتور اوجگیری، ماهواره در یک مدار دایره ای با شرایط از پیش تعیین شده قرار می گیرد. شکلهای 1 و 2 مراحل گوناگون پرتاب یک ماهواره اینتلست به مدار ثابت زمین را نشان میدهند.
شکلهای 3و 4 بخشهای اصلی دو ماهواره تایروس- اِن واسپات را نشان می دهند. هنگامی که یک ماهواره در مدار قرار گرفت، به دلیل نبود نسبی هوا، تقریباً هیچ مانعی برای جلوگیری از حرکت ماهواره وجود ندارد بنابراین سرعت، تقریباً ثابت می ماند. چون سرعت ثابت است پس ارتفاع ماهواره از زمین نیز ثابت باقی می ماند. به طور معمول ماهواره سه بخش اصلی دارد: 1- صفحه خورشیدی به منظور تولید انرژی الکتریکی برای مصرف سیستمهای داخلی ماهواره 2- سیستمهای داخلی (الکترونیکی، مخابراتی، اپتیکی و...) به منظور انجام ماموریت، 3- سیستم هدایت و کنترل ماهواره، شامل موتورهای راکتی، مخازن سوخت و مکانیزم کنترل مسیر
ماهواره : از کجا تا کجا
تاریخ ماهوارهها را به مقالة آرتور. سی. کلارک ـ علمینویس مشهور ـ نسبت میدهند که در مقالهای در اکتبر 1945 اظهار داشت که با سه ماهواره واقع در فاصلة 000,36 کیلومتری زمین میتوان تمام سطح زمین را تحت پوشش امواج آن قرار داد. البته، پیش از او دانشمندان آلمان هیتلری پژوهشهای فراوانی را در این خصوص انجام داده بودند و مهاجرت این افراد به امریکا و شوروی سابق به انتقال سریع تجارب و اسناد تحقیقاتی و رشد صنایع ماهوارهای این دو کشور رقیب شد. این دو کشور، با هدف بهرهبرداری نظامی به رقابت با یکدیگر پرداختند و به تدریج، ماهوارههای هواشناسی، مطالعة جو و سطح زمین و دریاها، ناوبری هوایی و دریایی و نظایر آنها را در مدار زمین قرار دادند. نخستین ایده مربوط به استفاده از ماهوارههای مخابراتی در اواسط دهة 1950 میلادی ابراز شد و از اوایل دهة 1960، به تدریج ماهوارههای مخابراتی نیز در مدار زمین قرار گرفتند. در طول دهههای 60 و 70 میلادی، عمدهترین کاربرد ماهوارههای مخابراتی عبارت بودند از انتقال مکالمات تلفنی و تصاویر تلویزیونی از یک ایستگاه زمینی به ایستگاه زمینی دیگر (این ماهوارههای نقطه به نقطه را FSS مینامیدند). نکتة مهم در این دههها آن بود که تقریباً تمام فعالیتهای مخابراتی و تلویزیونی ماهوارهای در وزارتخانهها یا سازمانهای دولتی صورت میپذیرفتند و در نتیجه، اعمال حاکمیت و کنترل ملی بر محتوا یا کنترل ایستگاههای ماهوارهای و رسانهای محقق میشد.
در طول این دوران، تولید و ارسال ماهوارهها به مدار زمین صنعت پرهزینه اما سودآوری بود و در نتیجه، رقابت شدید بین کشورها و صنایع بزرگ جهانی و نیز رقابت با فنآوریهای توزیعی دیگر (به ویژه کابل نوری) باعث رشد سریع فنآوری ماهوارهای شد. این فنآوریها، در دهههای 80 و 90 میلادی، کوشیدند تا ظرفیت انتقال محتوا و قدرت پخش خود را افزایش دهند و از محدودة فرکانس وسیعتری که قبلاً بدون استفاده بود، بهره گیرند. همچنین، تلاش برای افزایش کارایی ماهوارهها باعث توجه جدی سرمایهگذاران به قابلیتهای حاصل از قراردادن ماهوارهها در مدارهای پایینتر شد و در نتیجه، چندین برنامة وسیع جهانی برای استفاده از ماهوارههای پایین مدار (Low Earth Orbit = LEO) و میانهمدار (Medium Earth Orbit = MEO) در سالهای اخیر راهاندازی گردیدهاند یا در سالهای آتی به بهرهبرداری خواهند رسید. نخسـتین مـاهواره مخابراتی کـه در مدار همزمان زمین (GES) قرارگرفت ماهوارة آنیک 1- آ (Anik A-1) کانادا در سال 1972 بود که توسط اتحادیة رادیو ـ تلویزیون این کشور (CBC) در مدار زمین قرار گرفت و از آن برای اتصال ایستگاههای FSS و نه پخش مستقیم برای گیرندگان استفاده میشد. اولین ماهوارة پخش مستقیم برای گیرندگان در سال 1976 به نام هرمس (Hermes) در همین کشور به کار گرفته شد. نخستین ماهواره پخش مستقیم تلویزیونی (DBS) آسیا در سال 1984 در کشور ژاپن با نام یوری 2ـ آ(Yuri-2A) به فضا پرتاب شد که سرریز امواج آن به جزایر کشورهای همسایه مسألهساز شد. اما تبدیل شدن پخش مستقیم ماهوارهای به یک مسألة مهم جهانی با پرتاب ماهوارة ASTRA در دسامبر 1988 و آغاز فعالیت آن در فوریه 1989 مصادف شد. در قارة آسیا، این پدیده با پرتاب ماهواره آسیاست (Asia Sat 1) در آوریل 1990 و شروع پخش مستقیم تلویزیونی توسط شرکت هنگکنگی استارتی وی (STAR TV) ، از طریق آن ماهواره در اکتبر 1991، به طور جدی طرح شد. دریافت کانالهای تلویزیونی این ماهواره در مناطق حاشیهای (مثلاً در ایران) تنها با بشقابهایی به قطر سه متر عملی بود. اما، با تقویت امواج، در سال 1993، بشقابهای به قطر 8/1 متر تصویر واضحی را دریافت میکردند. افزایش قدرت پخش ماهوارهها به کاهش فزایندة اندازه و قطر بشقابها منجر شد و همزمان نیز قیمت دستگاههای رسیور (به دلیل تولید انبوه) کاهش یافت. نتیجه این تغییرات بالا رفتن مطلوبیت ماهواره برای مصرفکنندگان در کل دنیا و از جمله ایران بود.
در هر حال، امروزه فشار ناشی از تقاضا برای خدمات متنوع و بهتر ماهوارهای (نظیر ارائه اینترنت با کیفیت باند وسیع، ارتباطات صوتی و تصویری بین فردی و پخش رادیو ـ تلویزیونی) و گسترش روزافزون بازار و در نتیجه، سودآوری قابل توجه، صنایع ماهوارهای را به سرمایهگذاری و توجه جدی در امر تحقیق و توسعه رهنمون شده است. در نتیجه، علیرغم شکست برخی از برنامههای ماهوارهای در واپسین سالهای قرن بیستم، بسیاری از متخصصان و دانشمندان بر این باورند که ماهوارههای ارتباطی و مخابراتی در آینده شاهد نوآوریهای جدید خواهد بود و از این رو نقش و حضور گستردهتری در عرصة ارتباطات فردی و جمعی جهانی خواهند داشت. سرعت رشد فنآوری ماهوارهای به حدی است که سیاستگذاری ملی و بینالمللی، بر پایة نظر برخی از متخصصان، مانع اصلی به کار گیری قابلیتهای فنی فعلی است. به عبارت دیگر، حتی در حال حاضر، امکانات فنی ماهوارهها بسیار بیشتر از میزان عملیشدن کنونی آن است و علت اصلی توقف نسبی برنامههای نوین را باید در ممنوعیتها و محدودیتهای ناشی از سیاستهای ملی و بینالمللی جستجو کرد تا در امکانات فنی و سرمایة در دسترس.
در هر حال، پخش مستقیم برنامههای تلویزیونی از طریق ماهوارهها در طول ده سال گذشته به عنوان یک مسالة جهانی مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است و در این میان، کشورهای دارای حساسیتها و ملاحظات فرهنگی (به ویژه از منظر ارزشهای سنتی، ملی و یا مذهبی) و سیاسی توجه بیشتری را به آن مبذول داشتهاند. پیامدهای فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی مورد انتظار طیف وسیعی از سیاستها را در کشورهای آسیایی (به ویژه کشورهای اسلامی) به وجود آورد. این سیاستها از پذیرش مطلق تا طرد کامل را شامل میشدند. یک تحقیق در سال 1373، کشورهای آسیایی را براساس سیاستهای ماهوارهای آنها به شش گروه تقسیم کرد:
1. کشورهایی که ماهواره را مجاز دانستند و حتی تسهیلاتی را برای مردم فراهم کردند؛ مانند سنگاپور، هنگکنگ، اسرائیل و کویت.
2. کشورهایی که مانع حقوقی به وجود نیاوردند اما، همزمان با وضع مالیات و عوارض برای نصب بشقابهای ماهوارهای، به اقدامهای رقابتی نیز دست زدند؛ مانند پاکستان.
3. کشورهایی که ماهواره را مجاز دانستند اما به جستجو و اعمال برنامههای رقابتی دست زدند؛ مانند هند، اندونزی، کره جنوبی و سریلانکا.
4. کشورهایی که ممنوعیتهای قانونی ایجاد کردند اما به راهحلهای رقابتی نیز دست زدند؛ مانند عربستان، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و مالزی.
5. کشورهایی که با پشتوانة امکانات غنی نرمافزاری و سختافزاری خود ممنوعیتهای قانونی ایجاد کردند؛ مانند ژاپن.
6. کشورهایی که تا زمان تحقیق هنوز تصمیم رسمی و قانونی مشخصی را اعلام نکرده بودند و در نتیجه، اقدام اساسی برای رقابت نیز نداشتند.
تحقیقات نشان میدهند که سیاست ماهوارهای کشورهای آسیایی غالباً در یک مدت بسیار کوتاه بین 1993 تا 1995 (1372 تا 1375) دستخوش تغییرات بسیاری شد. این تغییرات معمولاً حاکی از حرکت سیاستی از دو سوی افراطی طیف پذیرش مطلق/طرد کامل به سوی نقاط بینابینی بود. در طول این سالها، بسیاری از کشورهایی که ماهوارهها را ممنوع دانسته بودند به جستجوی راههای مناسب برای ارائة برنامههای جذاب تلویزیونی (داخلی یا خارجی) به شهروندان خود از طریق راهاندازی شبکههای تلویزیونی زمینی یا ماهوارهای پرداختند. کشورهایی نیز که ماهواره را (به طور مطلق یا با وضع مالیات و عوارض) آزاد دانسته بودند به تدریج وارد رقابت شدند و با هدف اقتصادی یا فرهنگی و سیاسی به جذب وقت شهروندان خویش و در نتیجه، دور کردن آنها از کانالها و شرکتهای رقیب دست زدند. به عبارت دیگر، سیاست ماهوارهای مبتنی بر «آزادی قانونی» یا «ممنوعیت قانونی» در اغلب کشورهای پیشرفته و در حال توسعه (و در سطح آسیا و حتی کشورهای اسلامی) به چشم یک سیاست کامل و مطلق نگریسته نشده و تلاش برای جذب وقت و توجه مردم کشور به شیوههای مختلف انجام گرفته است.
در حال حاضر، کشورهایی نظیر ترکیه، اندونزی، مالزی، پاکستان، هند، سریلانکا، ژاپن، چین و اغلب کشورهای عرب زبان به بهرهگیری از سیستمهای مختلف (برحسب منبع تأمین محتوا، میزان اعمال تغییر در محتوا، مالکیت و مدیریت سازمانهای مربوطه، پخش زمینی یا ماهوارهای و ...) از کانالهای ماهوارهای موجود برای تأمین خواستهها و نیازهای مخاطبان داخلی خود بهره میگیرند. برخی از کشورها نیز هدف فوق را با اجرای برنامههای مشترک پیگیری میکنند. مثلاً در کشورهای عرب زبان چند شرکت بینالدولی یا خصوصی (نظیر عربست، شبکة الجزیره، MBC، ANN و ...) وظیفة تهیة برنامهها از منابع داخلی یا جهانی برای پخش ماهوارهای به کشورهای تحت پوشش خود را به عهده گرفتهاند. با این توضیح کلی، بهتر است به بررسی وضعیت بهرهوری از فنآوری ماهوارهای در چند کشور آسیایی بپردازیم و سپس، درسهای احتمالی حاصل از تجارب این کشورها برای ایران را به بحث بگذاریم.
وضعیت فعلی ماهواره در کشورهای آسیایی
همانگونه که پیشتر ذکر شد، اغلب کشورها از اواسط دهة 1370 برنامههایی را برای بهرهوری ملی از ماهواره به اجرا گذاشتهاند ـ خواه این کشورها دریافت سایر کانالها را ممنوع کرده یا به انتخاب شهروندان واگذار کرده باشند. اما بهتر است در ابتدا انواع بهرهوری از ماهواره را مشخص کنیم. در دهة اول میتوان سه نوع بهرهوری ملی از ماهواره را نشان داد. الف) استفاده از ماهواره برای پخش مستقیم برنامههای کانالهای تلویزیونی ملی به درون کشور. این اقدام برای فایق آمدن بر موانع طبیعی گسترش پوشش شبکههای تلویزیونی ملی به نقاط دوردست و کمجمعیت یا بالا بردن کیفیت دریافت برنامهها توسط بسیاری از کشورها (نظیر هند و استرالیا صورت گرفته است؛ ب) استفاده از ماهواره برای پخش مستقیم برنامههای کانالهای تلویزیونی ملی یا کانالهای جدیدالتأسیس و پخش برای سایر کشورها. معمولاً پخش ماهوارهای تلویزیونی برای سایر کشورها به منظور حضور جهانی فرهنگ کشور مبدأ، اطلاعرسانی جهانی و تأثیر بر افکار عمومی کشورهای مقصد یا به ویژه با هدف ارائه برنامههای تلویزیونی به جمعیتهای مهاجر به کشورهای دیگر انجام میگیرد. پخش ماهوارهای شبکة خبر، شبکههای جامجم و شبکههای سحر ایران به منطقة خاورمیانه، اروپا و امریکا را میتوان در این طبقه جای داد. امروزه، تعداد بسیار زیادی از کانالهای در دسترس را همین نوع کانالهای تلویزیونی تشکیل میدهند.
بدیهی است که دو نوع بهرهوری فوق نمیتوانند تأثیر چندانی بر میزان گرایش مردم به کانالهای ماهوارهای خارجی و رواج غیرقانونی و کنترلنشدة دستگاههای گیرنده داشته باشند. آنچه در این نوشتار به عنوان بهرهوری ملی مطرح میشود نوع سوم است که مشتمل است بر: ج) استفاده از برنامههای کانالهای ماهوارهای خارجی (ملی یا خصوصی؛ متعلق به کشور خاص یا جهانی) برای بالا بردن حجم، تنوع و کیفیت کانالهای در دسترس مردم کشور.
هدف از این نوع بهرهوری از ماهواره را میتوان جبران نقصانهای کمی و کیفی تولیدات و محتوای کانالهای تلویزیونی مرسوم و جلب توجه مخاطبان به کانالهای کنترل شده دانست که خود برای جلوگیری از گرایش مردم به خرید و نصب تجهیزات دریافت ماهوارهای و در نتیجه، قرار گرفتن در معرض پیامهای مخرب فرهنگی و سیاسی کانالهای نامطلوب صورت میگیرد. تنها با نیل به این هدف میتوان به اجرایی شدن سیاست ممنوعیت تجهیزات و کانالهای کنترلنشده امیدوار بود یا حتی، در صورت آزادی مردم در بهرهوری از تجهیزات دریافت ماهوارهای، تا اندازه زیادی اطمینان داشت که دستکم اکثریت مردم به کانالهای تلویزیونی و فرهنگ ملی خویش وفادار میمانند و جذب پخشکنندههای خارجی نخواهند شد.
در ادامه، وضعیت بهرهوری از ماهواره در چند کشور آسیایی و مدلهای خاص هر یک تشریح میشود. گفتنی است که محدودیت اطلاعات و منابع، امکان تشریح و تحلیل دقیقتر این مدلهای را فراهم نمیکند. [در این بخش، از منابع بسیار متعددی استفاده شده و از این رو برای هر مورد منبع خاصی ارائه نشده است. اطلاعات مربوط به مالزی، اندونزی، تایلند و سنگاپور با استفاده از گزارشهای سفر هیأت فرهنگی کشور به کشورهای فوق (21/2/1381 الی 3/3/1381) ارائه شده است]
در پاکستان، کانال NTM با عقد قراردادی با تلویزیون این کشور (در سال 1994) به مدت ده سال یک کانال 24 ساعته را راهاندازی کرده است و برنامههای کانالهای CNN و BBC را پس از حذف صحنههای نامناسب پخش میکند. شبکة خصوصی ETV نیز روزانه 6 ساعت برنامه پخش میکند و این شبکه صددرصد خصوصی و متعلق به اتباع پاکستانی است که با سرمایهای حدود 5/6 میلیون دلار راهاندازی شده است و برنامههایش را از سنگاپور به طور همزمان در ماهوارههای آسیاست و استارپلاس ارائه میکند. هرچند در پاکستان محدودیتی برای خرید و نصب دستگاههای ماهوارهای وجود ندارد و برنامههای این شبکهها تحت سانسور و کنترل قرار دارد، راهاندازی شبکههای فوق و به ویژه NTM گرایش به خرید گیرندههای ماهوارهای را به شدت کاهش داده است.
در ترکیه، با وجود صدها شبکة تلویزیونی سراسری و منطقهای (دولتی و خصوصی)، حدود ده کانال تلویزیونی خارجی نظیر (RTL CNN، BBC Prime، Euronews) از طریق ایستگاههای رلة زمینی برای ساکنان مناطق مختلف (به ویژه شهرهای بزرگ استانبول و آنکارا) یا مشترکان شبکههای کابلی پخش میشود. در این کشور، محدودیتی برای استفاده از تجهیزات دریافت ماهوارهای وجود ندارد.
در سریلانکا یک شرکت خصوصی برنامههای شبکههای وابسته به BBC (به ویژه برنامههای خبری و ورزشی) را به صورت 24 ساعته رله و پخش میکند و در حال حاضر، حدود 80 درصد کل کشور را تحت پوشش قرار داده است. همچنین، سریلانکا تحت پوشش دو شبکة ETV-1 و ETV-2 قرار دارد که اولی به اخبار و گزارشهای خبری و دومی به برنامههای ورزشی و نیز فیلمها و سریالهای امریکایی اختصاص دارد. در این شبکهها، هیچگونه سانسوری اعمال نمیشود. اما خود شبکهها فرهنگ مخاطبان را مورد توجه قرار میدهند.
چین از جمله کشورهایی است که تجهیزات دریافت برنامههای ماهوارهای را غیر مجاز اعلام کرده، اما با توجه به گستردگی جغرافیایی و کثرت جمعیت اقدام به راهاندازی سیستمهای ماهوارهای برای پخش مستقیم کانالهای خود نموده است. در این کشور، از بشقابها و رسیورهای خاص برای دریافت کانالهای ملی استفاده میشود و سایر انواع دستگاهها ممنوعاند.
در تایلند، حدود ده کانال تلویزیونی داخلی وجود دارد که حجم زیادی از برنامههای خود را به برنامههای خارجی اختصاص میدهند و آن را به صورت دوبله (و همراه با زبان اصلی با موج FM رادیویی یا دو زبانة تلویزیونی) پخش میکنند. افزون بر این، شرکت UBC به صورت یک شرکت سهامی متولی تلویزیون کابلی و ماهوارهای است که دهها کانال بینالمللی فیلم، ورزشی، سرگرمی و خبری را با استفاده از سیستم توزیع کابلی و ماهوارهای پخش میکند. سیستم کابلی در بانکوک و برخی از شهرها و سیستم ماهوارهای در سراسر کشور در دسترس قرار دارد. 86 شرکت مجاز نیز به صورت محدود محلی خدمات تلویزیونی کابلی را ارائه میکنند که متوسط مشترکان هر یک از این شرکتها 1500 مشترک تخمین زده میشود. در تمام کانالهای تلویزیونی شرکت UBC، آگهیهای تجاری و مطالب غیراخلاقی یا مغایر با موازین امنیت ملی و نظم اجتماعی سانسور میشوند.
در کشور اندونزی چند شرکت خصوصی تلویزیونی برنامههای خود را به صورت ملی یا محلی به مشترکین و دریافتکنندگان خود ارائه میکنند. برخی از این شبکهها از سیستم پخش کابلی استفاده میکنند و خدمات اینترنتی را نیز در دسترس مشترکان خود قرار میدهند. در این کشور، استفاده از تجهیزات ماهوارهای کاملاً آزاد است و هیچگونه محدودیت قانـونی وجود ندارد، به طوری که حتی برخی از شبکههای ماهوارهای خارجی، مانند شبکة استار ـ که در هنگکنگ مستقر است ـ برای این کشور برنامة ویژه پخش میکند. در حال حاضر وضعیت کلی رسانههای جمعی در اندونزی مورد رضایت دولت و احزاب نیست و اقدامات قانونی برای اجرای برنامههای اصلاحات در جریان است.
کشور سنگاپور، با وجود قرار داشتن در چهار راه تجاری و ارتباطاتی جنوبشرقی آسیا، قوانین ویژهای برای محدودیت اطلاعات و فعالیت رسانهها دارد. در این کشور، نصب تجهیزات ماهوارهای توسط افراد و حتی ادارات (غیر از شرکتها، سفارتخانههای خارجی، سازمانهای رسانهها وزارتخانههای دولتی) ممنوع است. اما تلویزیون کابلی رواج بسیاری دارد و دستکم، 18 شرکت به توزیع کابلی دهها کانال تلویزیونی به مشترکان خود میپردازند. محتوای این کانالها با توجه به ارزشهای فرهنگی جامعه سنگاپور کنترل میشود و محدودیتهای خاصی در مورد اهانت به مذاهب و ملتها و پخش سکس، خشونت، و مواد مخدر اعمال میگردد.
قطر در سال 1993 به سازمان ارتباطات راه دور خود اجازه داد تا یک شرکت تلویزیونی کابلی بیسیم (QVC) را راهاندازی کند. این شکرت که امتیاز انحصاری خدمات تلویزیون کابلی تا سال 2013 را در اختیار دارد، در حال حاضر، ده کانال تلویزیونی ملی و خارجی (عربی، امریکایی، اروپایی و آسیایی) را در اختیار مشترکان خود قرار میدهند. برخی از این کانالهای عبارتاند از: بیبیسی ورد (BBC World) دیسکاوری(Discovery) دیتیوی (DTV) پیتیوی 2 (PTV2) سیانان (CNN) ایاسسی (ESC) امبیٍسی (MBC). قطر اخیراً اقدام به رفع ممنوعیت خرید و نصب تجهیزات دریافت ماهوارهای بر شهروندان خود کرده و این اقدام از تعداد مشترکان و درآمد شرکت تلویزیونی کابلی بیسیم کاسته است.
مالزی با راهاندازی شرکت ماهوارهای آسترو (ASTRO) ، در سال 1995، یکی از پیشرفتهترین سیستمهای ماهوارهای ملی در قاره آسیا را به وجود آورده است. این شرکت با بودجهای حدود 700 میلیون دلار توسط دولت تأسیس شده است و اداره میشود. در حال حاضر، شبکة ماهوارهای آسترو 38 کانال تلویزیونی و 16 کانال رادیویی را از طریق ماهوارههای خود برای کل کشور و کشورهای منطقه (مانند اندونزی، سنگاپور و تایلند) پخش میکند. استفاده از سیستم دیجیتالی و استفاده از ماهوارههایی با قدرت پخش زیاد موجب شده است تا دریافت این کانالها با استفاده از یک بشقاب کوچک 60 سانتیمتری علمی شود. همچنین، برای حفظ منافع مالی رسیورهای خاصی طراحی شدهاند. این شرکت، در حال حاضر، 000,800 مشترک داخلی (و نیز 000,10 مشترک در کشور برونئی) دارد و برنامهها را از تعداد بسیار زیادی از شبکههای جهانی تهیه و پس از نظارت و کنترل دقیق و مستمر پخش میکند. در این کانالها، آگهیهای تبلیغاتی خارجی، صحنههای خشونت بار و مستهجن، تبلیغ مسیحیت و موارد مشابه دیگر ممنوعاند. برای کنترل محتوایی برنامهها، از سه روش سانسور متفاوت استفاده میشود: در مواردی برنامه از ماهها قبل مورد بازبینی قرار میگیرد و به شرکت اصلی اجازه پخش داده میشود. برخی از کانالهای خبری، ورزشی و سرگرمی (به ویژه کانال کارتون برای کودکان) به صورت تأخیری و با سانسور همزمان و برخی از کانالها نیز با تأخیر نیمساعته تا یک ساعته پخش میشوند. این تأخیر، در مواردی، میتواند تا چند ساعت انجام گیرد (مانند روش پخش شبکة الجزیره). در هر حال، هر برنامه که نیازمند سانسور بیش از 5 دقیقه باشد به طور کامل حذف و برنامة دیگری جایگزین آن میشود. در کشور مالزی، تجهیزات ماهوارهای غیر از شرکت آسترو ممنوعاند و طبق قانون، متخلفان به جریمة نقدی تا 000,25 دلار محکوم میشوند.
بررسی وضعیت ماهواره پخش مستقیم در این کشورها نشان میدهد که بهرهوری از برنامههای مطلوب و مورد قبول ماهوارهای جزء بسیار مهمی از سیاست ماهوارهای تمام کشورها است و در واقع، ممنوعیت مطلق یا آزادسازی بدون محدودیت و بدون تمهید روشهای مناسب برای استفاده شهروندان را نمیتوان یک سیاست کامل و موفق دانست. یک عنصر و مؤلفة بسیار مهم در سیاست ماهوارهای گرایش و خواست مردم برای دسترسی به برنامههای (غالباً مطلوب و مثبت) ماهوارهای است و عدم توجه به این خواست عمومی سیاست ممنوعیت مطلق را غیرقابل اجرا خواهد کرد. از سوی دیگر، سیاست آزادسازی مطلق و بدون محدودیت نیز شهروندان مشتاق برنامههای مطلوب و مثبت را در دنیای رسانهای انباشته از پیامها و محتواهای نامطلوب و زیانبار رها خواهد ساخت. پاسخگویی به خواستههای رسانهای مردم اصلیترین محور سیاستگذاری رسانهای است و این ضرورت ملی، با راهاندازی یک سیستم تحت کنترل و تابع سیاستها و ملاحظات فرهنگی و سیاسی ملی، تحقق مییابد.
این نوع بهرهوری میتواند شامل طیف وسیعی از برنامههای عملیاتی مربوط به ویژگیهای محتوا و سازمان باشد. از نظر نوع محتوا، میتوان تمام گونههای برنامهای موردنظر را در چنین روشی در دسترس مردم قرار داد: برنامههای خبری و گزارشی، فیلم و سریال، برنامههای مستند، علمی و آموزشی، مسابقه و غیره. محتوای دریافتشده از منابع خارجی میتواند، به زبان اصلی یا با زیرنویس یا به صورت دوبلهشده یا حتی (با استفاده از چند باند صوتی) به صورتی چند زبانة همزمان پخش شود. در این روش، امکان اعمال کنترل محتوایی (سانسور) به صورت قبل از پخش یا همزمان (با تأخیر زمانی چند ثانیهای تا چند ساعتی) بر تمام انواع محتواها، براساس اصول و سیاستهای کشور مقصد، به طور کامل وجود دارد. سازمان متولی راهاندازی و بهرهوری از چنین سیستمی را نیز میتوان به اشکال مختلف سازماندهی کرد. از نظر نوع مالکیت، سازمان مورد نظر میتواند به صورت دولتی، عمومی یا خصوصی (شرکت سهامی عام یا خاص) ایجاد شود. بدیهی است که هر چند امکان کنترل سازمان و عملکرد آن در هر الگو متفاوت خواهد بود اما با تعیین معیارهای مشخص و لازمالاجرا نظارت بر خصوصیترین شکل مالکیت سازمانی نیز میسر خواهد گردید. از نظر تعداد نیز میتوان یک یا چندین ساختار را به وجود آورد تا امکان برخورداری مردم از مزایای رقابت کنترلشده (کیفیت بالاتر خدمات با هزینة کمتر) فراهم شود. محل استقرار ساختارها و بخش اداری و فنی زمینی را نیز میتوان در هر نقطه از کشور یا حتی در یک کشور خارجی انتخاب کرد. بدیهی است که این تصمیم تابع ملاحظات اقتصادی، نیروی انسانی و سیاسی عدیدهای خواهد بود اما، در هر حال، محدودیت خاصی از نظر محل استقرار وجود ندارد. پخش مجدد را نیز میتوان از طریق ایستگاههای زمینی، کابل یا ماهواره عملی کرد.
چنان که مشاهده میشود، تمام اجزای یک ساختار رسانهای (خواه مربوط به محتوا یا سازمان) قابل مطالعه و سیاستگذاری است و با توجه به ملاحظات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی میتوان اشکال بسیار متنوع را تصور و پیگیری کرد. کشورهای دیگر نیز، با توجه به ملاحظات خاص خود، یک یا چند الگو را انتخاب و اجرا کردهاند.
هر یک از کشورهای مورد بررسی، براساس ساختار جمعیتی، ویژگیهای فرهنگی و ژئوپلیتیک ساختار سیاسی و ملاحظات مذهبی و ملی خویش، اشکال متنوعی از سیستمهای بهرهوری از برنامههای مطلوب ماهوارهای را ایجاد کردهاند. این کشورها، با انتخاب نوع محتوا، منبع تأمین محتوا، زبان پخش، سانسور محتوایی و همچنین نوع مالکیت و تکثر سازمانهای مربوط، برنامهها را تهیه، پاکسازی و سپس با روشهایی مناسب و در دسترس (زمینی، کابلی یا ماهوارهای) در اختیار شهروندان خود قرار میدهند. به نظر میرسد که تنها در چنین شرایطی میتوان به پایبندی شهروندان به قوانین جاری امیدوار بود و یا از آشفتگی اطلاعاتی، هنجاری و رفتاری مردم در محیطی فاقد قوانین محدودیتزا نهراسید.
با توجه به مباحث مطرح شده گزاره های زیر را میتوان به عنوان درسهای حاصل از بررسی کشورهای آسیایی ارائه کرد:
1- تمایل شهروندان به بهرهوری مناسب از برنامه های مطلوب ماهواره عامل بسیار مهمی در سیاست گذاری ماهوارهای است.
2- برآورده نمودن خواسته های شهروندان، از طریق یک سیستم ملی برای ضبط و پخش ماهوارهای، عملی است.
3- اغلب کشورهای آسیایی از اواسط دهه 1990 میلادی اقدام به راه اندازی سیستم های ملی بهرهوری ماهوارهای کردهاند.
4- هر کشور میتواند، بر اساس ملاحظات فرهنگی، سیاسی و امنیتی خود، به طراحی یک سیستم مناسب بپردازد.
5- در طراحی سیستم ملی بهرهوری ماهوارهای میتوان و باید معیارهای مربوط به نوع محتوا، زمان پخش، روش و میزان اعمال سانسور، نوع مالکیت و روش کنترل سازمانی و غیره را مشخص کرد.
6- در کنار سیستم ملی برای بهرهوری از برنامه های مطلوب ماهوارهای باید ممنوعیت یا آزادی دسترسی به محتوا و تجهیزات خارج از خدمات سیستم مذکور را روشن کرد.
7- برخی از کشورها دسترسی به محتوا و تجهیزات خارج از خدمات سیستم ملی خود را ممنوع کرده اند، در حالی که برخی دیگر از کشورها دارای سیاست آزادی هستند.
www.iranwsts.org
از هر منظور و با هر رویکرد سیاسی و فرهنگی که به وضعیت ماهواره و تجهیزات دریافت کانالهای تلویزیونی و رادیویی خارجی در ایران نگریسته شود، میتوان آن را نامطلوب و بحرانزا دانست، با وجود گذشت بیش از 8 سال از زمان تصویب قانون ممنوعیت به کار گیری تجهیزات دریافت از ماهواره در تاریخ 26/1/1373 (و ابلاغ آیین نامه اجرایی آن در تاریخ 21/1/1374 توسط هیات دولت)، بر اساس برخی تخمین های غیر رسمی، بیش از سه میلیون دستگاه رسیور و بشقاب ماهوارهای در کشور وجود دارند، در حالی که در طول مدت اجرای قانون مزبور تنها کمتر از 000.70 دستگاه کشف و ضبط شدهاند. در حال حاضر، حدود 15 میلیون ایرانی در خلوت خانه خود دسترسی کنترل نشده ای به برنامه های صدها کانال تلویزیونی پخش شده از دهها کشور و شرکت خصوصی دارند. خطر بدآموزی های اخلاقی و رفتاری، به ویژه نسل جوان و خانواده ها را تهدید میکند و به دلیل ممنوعیت والدین و تمام مردم از انتقال تجارب به یکدیگر و آموزش بهرهوری مطلوب و کاستن از میزان خطرات و بدآموزی ها محرومند.
شاید بسیاری از سیاستگذاران و فعالان سیاسی و فرهنگی علت شرایط جاری را به قانون ممنوعیت نسبت دهند و از این منظر، تغییر قانون و رفع ممنوعیت را راه حل وضعیت موجود بدانند. در واقع، قانون فوق از زمان طرح اولیه آن تا امروز، موضوع بحث و مناقشه بسیاری بوده است. موافقان این قانون بر آن بودند که برنامه های ماهوارهای عمدتاً مخرب و مبتذل بوده و عامل اصلی زدودن ارزش ها و معیارهای اصیل اسلامی و ملی به شمار می آیند. در برابر، مخالفان نیز دلایلی نظیر اجرایی نبودن قانون به دلیل پیشرفت های فنی و حتی امکان افزایش بهرهوری به دلیل مجری را یادآور می شدند. اما بررسی مشروع مذاکرات نشان میدهد که هر دو گروه موافقان و مخالفان آن را اقدامی موقتی و تاخیری قلمداد می کردند تا فرصت مناسب برای تقویت و آماده سازی دستگاههای فرهنگی کشور فراهم شود. مشروح مذاکرات نشان میدهد راههکارهای عدیده ای برای برخورد با پدیده پخش مستقیم ماهوارهای اندیشیده شده بود که باید مورد پیگیری قرار می گرفت. ماده 5 قانون ممنوعیت، سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (موسسه رسانه های تصویری) را مجاز به ضبط و پخش برنامه های غیر مغایر با ارزشها و مبانی فرهنگی اسلامی و ملی دانست و ماده 4 تمام دستگاههای فرهنگی کشور را موظف به مطالعه و تبیین آثار مخرب استفاده از برنامه های منحرف کننده در جامعه ساخت. همچنین ماده 10 قانون ممنوعیت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را موظف کرد تا با همکاری وزارت پست و تلگراف و تلفن و سازمانهای ذیربط از اهرم های حقوقی و بینالمللی در جهت حراست از مرزهای فرهنگی کشور و حفظ کیان خانواده علیه برنامه های مخرب و مبتذل ماهواره اقدام کند.
با بررسی مشروح مذاکرات و متن مصوب قانون ممنوعیت سال 1373 میتوان چنین نتیجه گرفت که شرایط نابسامان ماهواره در کشور تنها ریشه در قانون فوق ندارد و حتی نمی توان آن را علت اصلی شرایط جاری دانست، بلکه علت اصلی عدم اجرای کامل قانون و به ویژه مواد 4 و 5 و 10 (بالاخص ماده 5) قانون فوق است. در واقع، برخی از سیاست های مورد تصویب در قانون فوق به فراموشی سپرده شد و راهبرد ==== کوتاه مدت و جانبی ممنوعیت بزرگ نمایی و تبدیل به سیاستی ظاهراً تمام عیار شد. البته، میتوان بخشی از علت خطای جایگزینی راهبرد به جای سیاست جامع را به متن قانون فوق منتسب کرد. این قانون، به هیچ وجه، راهکارهای نظارتی مناسبی برای اجرای مواد 4 و 5 و 10 را پیشبینی نکرده بود. در هر حال، از زمان تصویب قانون ممنوعیت تاکنون تقریباً همه مسئولان عالی رتبه نظام، شخصیت های سیاسی و فرهنگی و احزاب و جناح های سیاسی بر لزوم بهرهوری مناسب از ماهواره و برنامه های مثبت آن تاکید نموده و یا عدم امکان عملی و فنی اجرای قانون ممنوعیت و جمع آوری دستگاههای دریافت را گوشزد کرده اند. اصول کلی فوق مورد تایید و تاکید مردم نیز قرار دارد. شایان ذکر مجدد است که مردم مجری اصلی و نهایی قانون و سیاست ماهوارهای هستند و توجه جدی به خواست و نگرش آنها اهمیتی افزون دارد. زیرا، در صورت عدم همکاری آنها، مجریان اصلی قانون به مجرمان اصلی آن تبدیل خواهند شد.
یک نظرسنجی انجام شده در سال 1373، در شهر تهران، نشان داد که، از نظر پاسخگویان، مهمترین علت گرایش به استفاده از ماهواره، ضعف امکانات تفریحی و سرگرمی در جامعه و بخصوص ناتوانی برنامه های صدا و سیما در برآوردن نیازهای اقشار مختلف (از نظر برنامه های تفریحی و خبری) بوده است. پاسخگویان مهمترین راه مقابله با خطرات ناشی از ماهواره را استفاده از ابزار فرهنگی دانستند. تقویت کمی و کیفی برنامه های صدا و سیما، بالا بردن سطح آگاهی مردم، و گسترش زیر ساخت و امکانات فرهنگی در جامعه (صدا و سیما 1373 در نظرسنجی از مردم تهران درباره ماهواره) نظرسنجی دیگری در همین سال نشان داد که 35 درصد پاسخگویان عدم رضایت از برنامه های تلویزیون را عامل گرایش مردم به ماهواره دانسته بودند. (واحد سنجش افکار مرکز تحقیقات صدا و سیما دی 1373، نظرسنجی درباره ماهواره) یک نظرسنجی دیگر در سال 1376 نشان داد که نگرش مردم (به ویژه مردان) نسبت به استفاده از ماهواره در حد متوسط بوده است. در حالی که بیشتر مردم نسبت به برخی خطرات ماهواره آگاهی دارند و استفاده از ماهواره در سطح جامعه و به ویژه توسط نوجوانان و جوانان را === بدآموزی و مخاطرات فرهنگی دیگر میدانند. (صدا و سیما 1376 در بررسی نگرش مردم نسبت به استفاده از ماهواره نظرسنجی های انجام شده در شهر تهران، در سال 1380 نیز نتایج مشابه و ثابتی را به دست دادند. (وزارت اطلاعات 1380 ماهواره از نگاه مردم). همچنین در این خصوص ====== موسسه ملی پژوهش افکار عمومی (1380) بهرهمندی و نگرش مردم نسبت به ماهواره خلاصه ای از این گزارش در روزنامه نوروز 20/12/1380 منتشر شده است.)
نظر سنجی های انجام شده در فاصله سالهای 1373 تا 1380 نشان میدهد که بیشتر مردم به استفاده از برنامه های ماهوارهای گرایش دارند. استفاده از آنها را به طور کامل یا مشروط حق خود می دانند. همچنین، پاسخ گویان بر این باور بودهاند که مهمترین علل گرایش به ماهواره ضعف امکانات تفریحی در جامعه و نقصان کمی و کیفی برنامه های تلویزیونی هستند. این نگرش ها به ایجاد یک تقاضای چند میلیونی برای خرید و استفاده از تجهیزات ماهوارهای منجر گردیده است که توسط قاچاقچیان برآورده میشود. به طور خلاصه، میتوان گفت که نظریه های ابراز شده توسط مسئولان عالی رتبه نظام، نمایندگان مجلس، دستگاههای اجرایی، متخصصان و مردم در طول سالهای گذشته دو اصل بنیادین و به هم پیوسته را در خود دارد. ضرورت بهرهوری مناسب از برنامه های مطلوب ماهوارهای و مبارزه با رواج و دریافت کنترل نشده کانالهای بعضاً مخرب ماهوارهای، بررسی وضعیت ماهواره در سایر کشورهای آسیایی نشان داد که دو ضرورت فوق الزاماً مانعه الجمع نیستند و میتوان با تمهید روش و ساختارهای سنجیده به هر دو هدف فوق نایل شد، در حالی که ممنوعیت مطلق ضرورت نخست و آزادی بدون محدودیت ضرورت دوم را === میکند و از این رو قابل اجرا یا قابل پذیرش نیست. با راه اندازی یک سیستم ملی میتوان برنامه ها و کانال های مورد قبول را در اختیار مردم قرار داد و همزمان با استفاده از روش های فرهنگی و تبلیغاتی و همچنین روش های بازدارنده قانونی از تمایل به بهرهوری از برنامه های کنترل نشده توسط برخی از شهروندان کاست. بدیهی است که روش ها و ساختارهای مطلوب برای کشور ما باید با ملاحظات مذهبی و فرهنگی و حتی اقتصادی هماهنگی داشته باشد و با مطالعه و بررسی دقیق پیش بینی و اجرا شود.
تاریخچه ارتباطات ماهواره ای در ایران
در سال 1962 کنگره ایلات متحده امریکا قانون استفاده از ماهوارههای جهان را تصویب و همزمان با تصویب این قانون استفاده ماهوارههای مخابراتی عملاً به اثبات رسید لیکن هنوز بسیاری از سئوالات بی جواب مانده بود و این سئوالات شامل طرح سیستم ضروری- موافقت بینالمللی کیفیت اطمینان و توجه به اقتصادی بودن ارتباط با ماهواره و سئوالات مذکور به زودی جواب داده شده و مسایل تکنیکی حل گردید. با پرتاب اولین ماهوارههای مصنوعی مخابراتی که از نظر حرکت به دور زمین با حرکت وضعی کره زمین همزمان باشد در سال 1964 این امکان به وجود آمد که با قرار دادن سه ماهواره در مدار نقاط مناسب در اطراف کره زمین ارتباط بینالمللی و بین قاره ای مطمئن که تا آن روز وجود نداشت برقرار گردد و از طریق همین ماهوارهها برنامه های تلویزیونی را از قاره ای به قاره ای دیگر پخش نماید و همچنین ارتباط تلفنی و تلگرافی را از طریق ماهواره انجام دهد لذا دولت ایالات متحده امریکای شمالی و تحت نظر سازمان ملل متحد در سال 1964 مجمعی از نوزده کشور در واشنگتن تشکیل و موافقتنامه ای برای کنسرسیوم منظور طرح سازمان پرتاب استقرار و نگهداری ماهوارههای مصنوعی مخابراتی با سرمایه گذاری این دولتها امضاء گردید و در حال حاضر 95 کشور از کشورهای جهان به این موافقتنامه پیوسته و در سازمانی به نام انتیلستات برای استفاده از کانالهای ماهواره مخابراتی سرمایه گذاری کردند. اولین ماهواره مخابراتی در سال 1965 در مدار زمین پرتاب گردید که (ارلی برد) نام داشت و شامل 240 مدار تلفنی و یا یک مدار تلویزیونی و از این تاریخ انتیلستات تشکیل و نام ماهوارههای مخابراتی را انتیلستات معرفی نمود و بهترین روش برای ارتباط جهانی این بود که ماهواره مخابراتی را بالای سه اقیانوس ( اطلس- هند- آرام ) به ارتفاع بین 36 هزار تا 40 هزار کیلومتر از سطح زمین پرتاب نمایند و ارتباط بینالمللی بین ایستگاه های زمینی از طریق ماهوارههای مذکور دایر گردید.
کشور ایران اولین کشور خاور میانه و جزء 25 کشور دنیا بود که با شرایط فنی مناسب توانست نسبت به نصب ایستگاه زمینی ماهواره مخابراتی در اسد آباد همدان اقدام نماید. این دستگاه در سیزدهم مهر ماه 1344 بطور رسمی همزمان با افتتاح دومین نمایشگاه بازرگانی آسیایی شروع به کار کرد و مراسم افتتاح نمایشگاه را به صورت تلویزیونی از طریق ماهواره به خارج از کشور مخابره نمود.
ظرفیت خطوط مایکروویو ایستگاه تهران- اسد آباد 1200 مدار تلفنی و دو مدار رفت و برگشت مخصوص تلویزیونی است که در آن واحد می توان یک برنامه ارسال و یک برنامه دریافت نمود چون حجم مخابرات ایران با کشورهای آسیایی در سالهای اخیر به دلیل برقراری مناسبات و روابط دوستانه- سیاسی و بازرگانی بالا رفته است شرکت مخابرات ایران از مدتها پیش به فکر ایجاد ارتباط ماهواره ای با این کشورها افتاد برای برقراری ارتباط با ماهواره اقیانوس هند آنتن دومی در ایستگاه مذکور ==================== هند قرار دارد با استفاده از همین آنتن ارتباط مخابراتی با کشورهای خاور و جنوب شرقی و جنوب آسیا به طرز رضایت بخش برقرار می گردد. در سال 1349 آنتن دوم ایستگاه زمینی با استفاده از ماهوارههای مخابراتی در اسد آباد همدان با تجهیزات کامل و مدارهای تلفنی و تلگرافی رابطه خود با کشورهای شرق و شرق دور را توسعه داد. سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قادر گردیده است از طریق این دو آنتن و مایکروویو تهران- اسد آباد در یک زمان دو برنامه تلویزیونی را به تمام نقاط جهان به طور مستقیم و غیر مستقیم ارسال دارد و دو برنامه تلویزیونی را نیز از دیگر کشورهای جهان دریافت کند و از ایستگاه مذکور از طریق مایکروویو تهران- اسد آباد و شبکه سراسری به تمام نقاط کشور رله نمایند. در این توسعه ابتدا با ژاپن و بحرین و دومی ارتباط مستقیم تلگرافی و تلفنی از طریق ماهوارههای مخابراتی اقیانوس هند برقرار گردید و در حال حاضر توسط این دو آنتن با کشورهای ژاپن- کره جنوبی- وین- دانمارک - رم- عراق و خاور دور که جمعاً 147 کانال تلفنی و 22 کانال تلکس بهره برداری می شود که در هر کانال تلکس شامل 24 کانال تلگرافی است و در آینده نزدیک تعداد و این مدارها به حد قابل ملاحظه ای افزایش می یابد ایران از طریق ژاپن با تایلند و سنگاپور و مانیل و نیز از طریق بحرین و دوبی یا بیشتر امارات خلیج فارس ارتباط فوری- تلگرافی و تلفنی دارد. سازمان هواپیمایی کشوری نیز بوسیله تلکس ماهواره ای که در مرکز مخابرات نصب شده است با کلیه کشورهای جهان ارتباط ماهواره دارد. ضمناً ارتباط این مرکز با بحرین نیز ماهواره ای است و ارتباط ماهواره ای با سایر کشورها نیز در دست اقدام میباشد.
انواع ماهوارهها
ماهوارهها رامی توان با توجه به نوع کاربرد و مداری که در آن مستقرهستند یا نوع سیستم طبقه بندی کرد. ماهوارهها از دیدگاه کاربردی به دو گروه نظامی و غیرنظامی تقسیم می شوند. در هر یک از این دو گروه کاربردهای متعددی وجود دارد که در شکل صفحه بعد به تعدادی از آنها اشاره شده است. همانطور که ملاحظه می شود، ماهوارهها بیشتر برای مقاصد نظامی به کار گرفته می شوند. ماهوارههای نظامی از تنوع بیشتری نیز برخوردار هستند. ضمن اینکه با سرمایه گذاری های بسیار کلان کشورهای صنعتی، ماهوارههای نظامی از تکنولوژی پیشرفته تری نیز استفاده میکنند.
سیر تحولات ماهوارههای مخابراتی
تا اوایل سال 1960میلادی غیر از چند ارتباط محدود که توسط دستگاه بی سیم برقرار شده بود، مساله انتخاب وجود نداشت. به علت ظرفیت کم و تقاضا برای ارتباطات، انباشته بودن طیفهای فرکانس و ضعف سیستم انتقال صوتی ، تنها وسیله ارتباطی بین قاره ای، کابل تلفن زیر دریایی بود.
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 55 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 80 |
فهرست مطالب
پیشگفتار
چکیده
فصل اول : کلیات
مقدمه
بیان مسئله
فرضیه تحقیق
متغیرها
تعریف معلولیت جسمی – حرکتی
تعریف هوش بهر
تعریف معلولیت
تعاریف عملیاتی
اهداف تحقیق
اهمیت و ضرورت تحقیق
فصل دوم : ادبیات تحقیق
تاریخچه
فلج مغزی
علل فلج های مغزی
علل ناتوانی جسمی و معلولیت های حرکتی
عدم هماهنگی حرکتی
ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی های جسمی- حرکتی و معلولیت های حرکتی
مقیاس های هوش و کسلر
ارزیابی و نتیجه گیری
فصل سوم : روش تحقیق
جامعه آماری
نمونه و شیوه نمونه گیری
ابزار اندازه گیری
پایایی و اعتبار
روش جمع آوری اطلاعات
روش آماری
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل اطلاعات
نمرات IQ افراد سالم و معلول
محاسبات آماری
جدول و نمودار توزیع فراوانی IQ افراد معلول
جدول و نمودار توزیع فراوانی IQ افراد سالم
نمودار توزیع فراوانی نمرات IQ افراد عادی در مقایسه با افراد معلول
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
خلاصه تحقیق
محدودیت ها
پیشگفتار :
انسان با قبول اینکه پریشانی براو مقدر بوده است به حیات خویش ادامه می دهد . انسان با نگرش به مقدرات و یا درد و رنجهای گریز ناپذیر خود ارزش ها را مورد شناسایی قرار می دهد . بنابراین درد و رنج نیز دارای مفهوم است از دید فرانکل انسان با نگرش به مقدرات که شامل درد و رنجهای گریز ناپذیر می باشد با معنایی خاص با آنها برخورد می کند و هر یک از درد زنجها و نقیصه های مختلف می تواند برای هر شخصی دارای معنا و مفهوم ویژه باشد .
نقص بدنی و معلولیت هرگز نمی تواند مبنایی برای جنبه های پاتولوژیک باشد چرا که انسان پویاتر و آزادتر از آن است که معلولیت مادرزادیی و بیماری وی را کاملاً در چهار چوب خویش نگهدارد و تمام زندگی وی را ترسیم کند . در حقیقت طرز تلقی فرد از معلولیت خویش بسیار اهمیت پیدا می کند . وجود یک نقص در انسان می تواند عامل تقویت ابعاد دیگر او باشد . انسان روحی دارد و جسمی و انسانیت وی وابسته به روح است نه جسم . پس بیایید توان مندی های فرد معلول را باور کنیم چرا که او از عمق جانش فریاد بر می آورد که :
مرا باور کن ، روزی خواهم شکفت
چکیده
این پژوهش که یک مطالعه پس رویدادی است توسط خانم پروین جعفری به منظور بررسی تاثیر معلولیت جسمی ، حرکتی ( ناشی از فلج مغزی ) بر میزان هوش بهرکودکان
هوش بهر و مقایسه IQ افراد سالم و معلول صورت گرفته است .
در این پژوهش 30 کودک دختر عادی و سالم و 30 کودک دختر دچار معلولیت در گروه سنی 10- 7 سال از مدارس توان خواهان 1و2 و مدارس عادی شهر تهران انتخاب شدند و به منظور گردآوری اطلاعات از تست و کسلر کودکان استفاده گردیده است . همچنین جهت نیل به اهداف تحقیق از آزمون T گروه های مستقل استفاده شده است .
نتایج یافته ها در ارتباط با هدف کلی پژوهش نشان داده است که با 99 درصد اطمینان :
کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی ( ناشی از فلج مغزی ) نسبت به کودکان عادی از هوش بهر پایین تری برخوردارند .
فصل اول – کلیات
مقدمه :
همه ما در معرض معلولیت های جسمی قرار داریم و این نکته ای است که هرگز نباید آن را از خاطر ببریم .
معلولیت های جسمی، شاید آشکارترین نقایصی باشند که فرد مبتلا را در میان جمعی از افراد سالم انگشت نما می سازند . تاریخ بشری نشان گر آن است که معلولیت جسمی از دیر باز با زندگی بشر آمیخته بوده و نیاکان ما نیز با گروه های متفاوت از معلولان روبه رو بوده اید .
آسیب های جسمی می توانند معلول بیماری های ارثی و اکتسابی یا حوادث و سوانح باشند . با توسعه تمدن بشری و پیشرفت علم پزشکی گرچه از شمار بیماری های ارثی و اکتسابی که پدید آورنده معلولیت های جسمی هستند کاسته شده است اما شرایط و عواملی را مهیا کرده است که به گونه ای دیگر معلولیت زایی می کنند . استفاده از اشعه ایکس در دوران حاملگی استفاده از داروهای خاص دو سه ماهه اول بارداری ،سوانح ناشی از برخورد مصنوعات دست بشر با افراد و ... از جمله این عوامل به شمار می آیند .
آسیب های جسمی علیرغم اینکه با کنش زیر هنجار ذهنی، توأم نیستند ولی مبتلایان به آنها در نگاه اول با عقب ماندگان ذهنی ، روان پریش ها و سایر گروههای استثنایی یکسان تلقی می گردند . این مطلب گویای ضعف آگاهی های اجتماعی _فرهنگی ما در این حیطه است .
کودکان مبتلا به معلولیت های جسمی غالباً مورد پذیرش هم سالان خود واقع نمی شوند و گاه با تمسخر و استهزاء و طرد و تحقیر نیز روبه رو می گردند . نظام آموزش و پرورش ما هنوز نتوانسته است جایگاه خاص این کودکان را در مدارس، مشخص کند در نتیجه کودک مبتلا به معلولیت جسمی _حرکتی یا از نعمت آموزش، بی بهره می ماند یا با جایگزینی در مدارس استثنایی فرصت رشد و شکوفایی از او سلب گردیده و منجربه وازدگی او از تحصیل می گردد . در حال حاضر، دانش آموزان معلول جسمی قادرند ،اندکی از مدارس عادی استفاده کنند .
واقعیت تلخ دیگری که در این زمینه وجود دارد ضعف آگاهی های معلمان و مدیران ما در مورد این کودکان می باشد . در حالی که اگر چنین ضعفی موجود نبود بسیاری از این کودکان در مدارس عادی مشغول به تحصیل می شدند . دانش آموزان معلول جسمی غالباً به دلیل نیازهای درمانی و ناتوانی خاصی که دارند علیرغم برخورداری از هوش معمولی به دلیل غیبت های پی در پی که برای دریافت خدمات درمانی و ناتوانی که دارند معمولاً از ادامه تحصیل در مدارس عادی محروم می شوند .
بیان مسئله :
امروزه متجاوز از چهارصد میلیون کودک و فرد استثنایی در سراسر این جهان پهناور زندگی می کنند که اگر چه آنها کم و بیش برای جوامع بشری شناخته شده است ولی کمتر کسی از توانایی آنها اطلاع دقیق و واقعی دارد لذا مهمترین اصل در این طریق شناخت گروه های مختلف استثنایی از طرف جوامع و آگاهی از توانایی های آنان در کنار محدودیت یا معلولیت شان می باشد اگر پذیرای این واقعیت باشیم که همه انسان ها حتی گروهی که از هوش بهر بالایی برخوردار هستند امکان دارد. در پاره ای از علوم و فعالیت ها در حدی متوسط باشند و کمتر کسی است که در تمام علوم و فنون انسانی برتر و سرآمد به شمار آید و همچنین معلولیت در یکی از توانایی ها برای هیچ فردی نمی تواند مانع پیشرفت او در سایر جنبه های گردد ،ولی با اینهمه باید حقیقت را پذیرفت که هر معلولیتی در رابطه با جامعه محدودیت هایی را سبب می گردد که هر جامعه با خصوصیات فردی و اجتماعی این گروه بیشتر آشنا باشد این محدودیت ها کمتر خواهد بود ( پاکزاد 1363 )
همانگونه که کودکان از نظر ظاهر با هم متفاوت هستند از نظر توانایی ، کفایت ، هوش ، یادگیری و مهارت های گوناگون نیز با یکدیگر تفاوت دارند یکی از وظایف مهم مربی شناخت این تفاوت ها و استفاده از توانایی ها در تعلیم و تربیت است . برای آنکه مربی بتواند در کار خود موفق گردد قبل از هر چیز باید کودک را بشناسد، نقص او را بیابد، توانایی های او را تشخیص دهد و در کنار معلولیت و کمبود وی از سایر توانایی ها او حداکثر استفاده کند .
مسأله معلولیت های جسمی _ حرکتی و تأثیر آن بر هوش بهر کودکان از جمله موضوعات مهمی است که کمتر مورد توجه دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت و نظام آموزش و پرورش ما واقع می شود . این پژوهش در پی یافتن پاسخ روشنی به این سوال می باشد
آیا کودکان دارای معلولیت جسمی _ حرکتی از هوش بهر پایین تری نسبت به کودکان عادی برخوردار هستند ؟
فرصفه تحقیق :
الف) کودکان دارای معلولیت جسمی _ حرکتی از هوش بهر پایین تری نسبت به کودکان عادی برخوردارند .
متغیرها و تعاریف عملیاتی :
متغیر اول ( متغیر مستقل ) : معلولیت جسمی _ حرکتی
متغیر دوم ( متغیر وابسته ) : میزان هوش بهر
معلولیت های جسمی _ حرکتی :
به طور کلی معلولین جسمی _ حرکتی کسانی هستند که به دلیل نقص جسمانی دچار مشکل حرکتی می باشند این نقص ممکن است به دلیل ضایعه مغزی ، آسیب دیدگی نخاع ، ضایعات استخوانی و عضلانی و به صورت فلج عضوی یا ناموزنی عضو حرکتی ( دست ها و پاها ) نمایان می گردد باید توجه داشت که هر نقص جسمانی لزوماً دلیل بر توانایی فرد در انجام امور مربوطه نمی باشد.
به عبارت دیگر معلول کسی است که به دلیل نقص جسمی _ حرکتی قادر نیست فعالیت های عادی زندگی روزمره را به نحو مطلوب انجام دهد و یا در انجام فعالیت های مربوطه با محدودیت هایی مواجه است . معلولیت های جسمی غالباً با یک یا چند معلولیت اضافی همراه هستند مثل اختلالات ارتباطی ، مشکلات گفتاری و ... که از عملکرد صحیح و سالم یادگیری مثبت و موثر جلوگیری می کنند .
هوشبهر :
هوش عبارت است از توانایی یادگیری و انبطاق با آنچه برای ادامه حیات در فرهنگی که در آن زندگی می کنیم لازم است هوش را می توان توانشی بسیار کلی دانست می توان آن را مجموعه ای از توانش های نسبتاً کلی مثل ( مهارت های کلامی ) یا ( مهارت های عددی ) یا مجموعه ای از استعدادهای خاص مثل توانایی به خاطر سپردن اعداد و توانایی در واژه سازی دانست .
معلولیت :
سازمان بهزیستی کل کشور معلولیت را چنین تعریف می کند :
معلولیت عبارتست از محرومیت مستمر ناشی از نقص یا ناتوانی یک فرد مشخص که انجام وظیفه ای را که براساس شرایط سن و جنس و عوامل فرهنگی برای افراد غیر معلول عادی دانسته شده است محدود نموده و مانع می گردد .
معلول به کسی اطلاق می شود که بر اثر ضایعه جسمی _ روانی ناشی از توارث ، بیماری ، جنگ ، و یا حادثه اختلال قابل توجهی به طور مستمر در سلامت و کارآیی عمومی بدن و یا در شئون اجتماعی و حرفه ای او به وجود آید چنان که این اختلال از استقلال وی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی می کاهد .
تعریف دیگری از معلول :
در حال حاضر معلول را به عنوان فردی که توانایی کمتر از حد طبیعی ( بهنجار ) یا یک نارسایی کالبد شناختی یا کنشی را داشته باشد و در نتیجه برای او مشکل است که با هم سالان خود رقابت کند تعریف می کنند .
تعریف فرد عادی ( سالم ) : از نظر ما در این پژوهش فرد عادی کسی است که دارای نقص فیزیکی و بدنی نباشد و هیچ گونه معلولیت جسمی نداشته باشد .
تعریف هوشبهر :
منظور از هوشبهر در این تحقیق غره ای است که آزمودنی در آزمون و کسلر بدست می آورد .
تعریف معلول :
معلول فردی است که از دست و پا و یا یکی از آن ها فلج شده و اختلال حرکتی داشته باشد و علت معلولیت وی یکی از انواع فلج های مغزی بوده و این معلولیت از استقلال وی در شئون اجتماعی و حرفه ای بکاهد .
اهداف تحقیق
تعیین فراوانی معلولیت های جسمی به دلیل توأم بودن با معلولیت های دیگر معمولاً با مشکلات بسیاری همراه است به همین علت برآورد دقیق و حساب شده ای از فراوانی این دسته از کودکان در دست نیست با توجه به گستر کودکان دارای معلولیت جسمی _ حرکتی لازم است به تشخیص و شناسایی آنان و طرح و برنامه و تدارک امکانات برای آنها توجه خاصی شود هدف اساسی از انجام این تحقیق، بررسی عوامل معلولیت های جسمی _ حرکتی و تأثیر آن بر میزان هوشبهر کودکان و رسیدن به این نتیجه که کدامیک از اقدامات آموزشی، برای این کودکان باید صورت پذیرد از دیگر اهداف این تحقیق است ودر آخر به این امر که میزان معلولیت فرد چه تأثیراتی یا تأثیراتی در رشد ذهنی او و ارتباط او با افراد جامعه دارد .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
ناتوانی های جسمی در تمامی سنین گروه های اجتماعی و جوامع وجود داشته اند و برای مبتلایان مشکلات بی شمار به همراه داشته اند. متأسفانه در کشور ما ایران هنوز جایگاه خاص این کودکان روشن نشده است و آنها از حمایت های مالی و قانونی لازم که پشتوانه آموزش و پرورش این عزیزان است برخوردار نیستند امید است که این مطالعه شروعی برا ی پاسخگویی به برخی ابهامات و سوالات معلمان ، مشاوران و روانشناسان در مورد معلولیت های جسمی _ حرکتی و تأثیر آن بر میزان هوشبهر باشد و مورد استفاده تمامی دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار گیرد هم چنین محققان و پژوهش گران را جهت انجام تحقیقات هر چه بیشتر در این موضوع تشویق نماید و در آینده ای نه چندان دور بتوانیم در راستای خدمت به این کودکان گامی هر چند کوچک برداریم .
فصل دوم
تاریخچه :
تاریخ بشری از دیر باز با ناتوانی های جسمی آشنایی داشته است . تاریخچه فلج اطفال که یکی از عوامل پدید آورندۀ این گونه معلولیت هاست از حدود 6000 سال پیش فراتر می رود و شواهدی از وجود فلج مغزی [1] که یکی دیگر از طبقات ناتوانی های جسمی است در زمان های اولیه وجود دارد . به هر شکل تا اوخر قرن 19 برنامه هایی خاص که به منظور آموزش و پرورش این کودکان تهیه شد، باشد موجود نبود .
پیش از این کودکان مبتلا ب معلولیت های جسمی _ حرکتی به عنوان افرادی تلقی می شدند که صرفاً محتاج مراقبت جسمی و احیاناً عمل جراحی به خصوص برای کودکان مبتلا به فلج مغزی بودند . کودکان مبتلا به فلج اطفال شاید نخستین کسانی بودند که ضمن بهره وری از برنامه ریزی های صحیح آموزشی این نیاز و فکر را ایجاد کردند که کودکان معلول جسمی _ حرکتی به همان میزان کودکان طبیعی نیاز به آموزش دارند . اولین کلاس برای این کودکان در مدرسه عادی در سال 1899 در شیکاگو تأسیس شد .
این کلاس مختص معلولان جسمی بود و کودکان دارای آسیب های تندرستی را تحت پوشش خود قرار نمی داد . کودکان مبتلا به فلج مغزی به علت مشکلات جسمی و یادگیری چند گانه ای که داشتند با تأخیر بیشتری در انتظار بازگشایی مدارس مخصوص خودشان بودند . در سال 1913 اولین مدرسه عادی در شهر نیویورک تأسیس شد . در سال 1930 این کودکان ازحمایت های قانونی بهره مند شدند . جنگ جهانی اول و دوم موجب پیشرفت هایی در زمینه های توان بخشی و دفع نقایص استخوانی برای ناتوانی هایی چون قطع عضو ، ضایعات ناشی از ضربه ، اختلالات ارتباطی و اختلالات هماهنگی _ حرکتی ناشی از ضایعۀ مغزی شد .
تحقیقات در زمینۀ نقش ازدواج فامیلی در ایجاد معلولیت و بیماری های کودکان از 100 سال پیش آغاز شده و تا کنون صدها تحقیق توسط متخصصان ژنتیک در کشورهای مختلف انجام شده است . این تحقیقات نشان می دهد که میزان معلولیت در فرزندان ازدواج های فامیلی بیشتراز ازدواج های غیر فامیلی است .
فلج مغزی
فلج مغزی که بیشترین در صد کودکان مبتلا به آسیب های جسمی را در بر می گیرد شامل معلولیت های حرکتی است، که عموماً با اختلال در هماهنگی عمل عضلات ، ناتوانی در ابقاء وضعیت و تعادل طبیعی و انجام حرکات و مهارت های طبیعی همراه است . بوبات و بوبات ( Bobath ) فلج مغزی را به عنوان اختلال حرکتی و وضعیتی خاص ناشی از تغییر جسمی در بافتها و نقص دائمی و غیر پیشرونده در مغز نارس تعریف کرده اند .
فلج مغزی پیشرونده نیست یعنی حالت شخص بدتر نمی شود مگر اینکه توانایی و مهارت های موجود در اثر عدم کاربرد آنها در مدتی طولانی از بین برود . میزان توانایی جسمی باقی مانده برای یک فرد فلج مغزی تا حد زیادی متفاوت است . بعضی مبتلایان تنها در هماهنگی حرکات ظریف مشکلات جزئی دارند و برخی دیگر با اشکال زیادی راه می روند . دسته ای دیگر حتی این توانایی را نیز ندارند و محدود به صندلی چرخ دار هستند . طبقه بندی فلج مغزی بر اساس اعضای مبتلا شده یا بر اساس ماهیت حرکت غیر طبیعی است .
اصطلاحات زیر طبقه بندی بر اساس اعضای مبتلا شده می باشد :
1-مونوپلژی ( Monoplegia ) : که به فلج یک عضو گفته می شود .
2-پاراپلژی ( Paraplegia ) : به فلج هر دو عضو تحتانی اطلاق می شود .
3-همی پلژی ( Hemiplegia ) : که به فلج دو عضو در یک طرف بدن گفته می شود مثل فلج دست و پای راست یا دست و پای چپ .
4-دی پلژی ( Diplegia ) : حالتی است که در آن هر چهار عضو بدن ( دستها و پاها ) فلج هستند اما ناتوانی در پاها بیش از دستهاست .
5-کوادری پلژی ( Quadriplegia ) : به حالتی گفته می شود که در آن هر چهار عضو بدن ( دستها و پاها ) به میزانی تقریباً مساوی به ناتوانی دجار می کردند .
6-از سوی دیگر فلج مغزی را می توان بر اساس نوع اختلال حرکتی به شرح زیر طبق بندی کرد :
1 – فلج اسپاتیک ( spastic ) : در این نوع فلج مغزی انقباض عضلات غیر طبیعی داشته و به عضلات حالت سختی می بخشد . در این نوع ما با فعالیت های زیاده از حد و تشنج مانند روبه رو هستیم که به حرکات مبتلایان جنبه غیر طبیعی آشکار می دهد .
2 – فلج آتتوئید ( athetoid ) : به حالتی گفته می شود که طی آن حرکات ظاهر شده حالت پیچ و تابی دارد و تقربیاً همه بدن را در بر می گیرد . در واقع در این جا ما شاهد انقباض عضلانی نوسان هستیم که سبب ایجاد الگولهای بدون کنترل و نامنظم می شود .
کنترل اعضای ناتوان حتی برای حرکات عمده و نیز مشکل و شدت حرکت غیر عادی وقتی افزایش می یابد که فرد تحت فشار قرار گیرد یا دچار هیجان عاطفی شود . مشخصه خاص کودکان مبتلا به فلج مغزی آتتوئید بی حسی عضلانی ، حرکات تکراری و غیر ارادی آنان است . مشکل اصلی آنها در قسمت مفاصل است زیرا حرکات غیر ارادی به طور غیر منظم از مفاصل سرچشمه می گیرد .
3- فلج آتاکسیک ( ataxic ) : این نوع فلج به فقدان هماهنگی و کنترل ضعیف تعادل و حرکت اطلاق می شود . حفظ وضعیت عمودی و کنترل واکنش های تعادلی در این حالت دشوار است .
4 – فلج ترمور ( termor ) : در این نوع فلج ما با حرکت لرزشی غیر ارادی قسمتی از بدن خصوصاً در دستها و پاها رو به رو هستیم .
5- حالت مختلط ( mixed ) : در این حرکات توصیف شده بالا عموماً در ترکیب با هم اتفاق می افتند .
احتمال بروز فلج مغزی در کودکان مدرسه رو نزدیک به دو در هزار است . دستیروفی عضلات از فقدان پروئین در رنج هستند و در نتیجه مبتلایان به سرعت خسته می شوند زمین می خورند یا در انجام تکالیفی ساده چون باز کردن در با مشکل رو به رو می گردند . این بیماری معلول را به سرعت به مرگ نزدیک می کند و معمولاً در دهه ی دوم ابتلا به مرگ منتهی می شود . همراه با دستیروفی عضلانی معمولاً عقب ماندگی ذهنی حفیفی نیز دیده می شود .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 69 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
مقدمه
بنابر نظرات ، متخصصان تعلیم وتربیت دورة ابتدایی یکی ازمهمترین سطح آموزشی است که درحقیقت ارکان وبنیان آموزشهای کلاسیک برآن استواراست . گفته شده است که سوادارتباط مستقیمی بافرهنگ داردوفرهنگ خودبه دوطبقه خاص وعام ویافرهنگ شخصی واجتماعی تقسیم می شود.
آنچه به نظرمی رسد فرهنگ غیرازسواداست اماباید توجه داشت که جهان بینی وبینش انسان به وسیله آن شکل ونشأت می گیرد هیچ کس رانمی توان بدون فرهنگ دانست . زیراروانشناسان ، جامعه شناسان وزیست شناسان براین عقیده اندکه حتی جانوران هم برای خودفرهنگی دارند که درمراحل پایین قراردارند .
باید توجه داشت که تحصیلات درمدرسه که خود یک محیط اجتماعی است فرهنگ شخص راارتقاء می دهد وطبعا" وقتی آحادملت دارای فرهنگ وبینش بالاتری باشندمنحنی فرهنگ اجتماعی قوس صعودی رامی پیماید .وقتی می گوییم مدرسه مکانی است که بابرنامه مشخص وزمان تعین ومعلم تعیطن شده درتعلیم وتربیت وآموزش تحصیل نقش اساسی دارد واین بدان معناست که درآن تغییررفتاریایادگیری ایجادمی شود ، بنابراین بایداذعان نمودکه خودجامعه سبب آموزش می شودومدرسه نیزیک محیط اجتماعی است ووقتی که تغییررفتاردراولیای محصلین انجام شدوباسوادشدند،دارای فرهنگ وبینشی خواهندشدکه نسبت به سرنوشت فرزندان خودبی تفاوت نباشندوهمکاری وهمیاری بااولیاء مدرسه ومعلمین راسرلوحه کارشان قرارمی دهند وازاین ارتباط یکی ازراههای مهم پیشرفت تحصیلی است ( سیف ، 1365 )
پیشرفت تحصیلی دریک واحدآموزشی موجب می گردد تاحس رقابت درسایردانش آموزان برانگیخته شودمسایلی ازاین قبیل درمجموعه باعث می گردد تاجوحاکم برمحیط آموزشی دارای روند پیاباشدودروضعیت زمینه های لازم برای رشد روحیه کنجکاوی ودقت دربین دانش آموزان فراهم می گرددکه درصورت هماهنگی سایرمسائل بااین وضعیت ، آینده نویدبخش ودرخشانی برای دانش آموزان متصوراست ( پورشافعی ، 1370 )
دربعداجتماعی مسئله پیشرفت تحصیلی می تواندموجبات نشاط محیط خانوادگی وابراز رضایت آنان را ازنهادآموزشی جامعه فراهم سازد واطمینان بیشترآنان رابه دست اندرکاران امرآموزشی جامعه بیشترکنداین امرنیز به نوبه خودموجب می گرددتاپیشرفت تحصیلی دانش آموزان که دراصل به معنای ایفای نقش محول به آنان است ، می توان درتعادل نظام اجتماعی نیز مؤثرواقع شود.وپیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی ازشاخص های مهم درارزشیابی آموزش وپرورش است وتمام کوشش ها وکشش های این نظام ، درواقع جامة عمل پوشاندن،بدین امرتلقی می شودبه عبارتی جامعه به طورویژه نظام آموزش وپرورش نسبت به سرنوشت کودک ، رشدوتکامل موفقیت آمیز وجایگاه او درجامعه علاقمندونگران است وانتظاردارد، ازپیشرفت تحصیلی به عنوان یکی ازابعادپیشرفت درنظام آموزش وپرورش ، مفهوم انجام تکالیف وموفقیت دانش آموزان درگذراندن دروس یک پایه تحصیلی مشخص یاموفقیت دانش آموزان درامریادگیری مطلب درسی مستفادمی شود(پورشافعی ، 1370 )
موضوع موردبررسی ماادراک انتظاردانش آموزان (دختروپسر) ومعلمان شان ازجوروانی _ اجتماعی موجوددرکلاس وهمچنین جوروانی _ اجتماعی موردتمایل درکلاس است که چقدرارتباط باپیشرفت تحصیلی داردبنابراین درصدد بررسی آن هستیم که معلمان به ویژه دانش آموزان چه برداشتی ازجوروانی _اجتماعی کلاس باجوآموزشی کلاس داردبه نظرآنان این جوچگونه باید باشد؟ این مسئله درجایگاهی موردبررسی قرارمی گیرد که دارای اهداف آموزش وپرورش است .
1) عنوان پژوهش : تأثیرجوروانی _ اجتماعی کلاس درپیشرفت تحصیلی ( پایه پنجم ابتدائی )
2) بیان مسئله : بنابراین درپهنه موردمطالعه یک طرف معلم ودانش آموزان وازطرف دیگر آموزش مطرح است دراین موردمی توان گفت آموزش به هرگونه فعالیت یاتدبیرازپیش طرح ریزی شده گفته که هدف آن ایجاد یادگیری در یاد گیرندگان است .آموزش مستلزم فعالیت متقابل بین حداقل دو نفر معلم و متعلم است .(سیف ،1375 )
در آموزش ،بر قراری رابطه با شاگردان مهم است و برای اینکه شاگردان خبر ما را دریافت کنند لازم است که به چند نکته توجه شود واین به طور اجمال عبارتند از :خبر متناسب باشد :در بیانیه قابل فهم و معنا را ذکر شود و واکنش های دانش آموزان در مقابل آن متناسب و مثبت باشد و بین معلم و دانش آموزان رابطه متقابل وجود داشته باشد .
3)سؤالات پژوهش
سؤالات مورد مطالعه در این تحقیق بارتند از :
1) آیا بین ادراک و انتظار ،دانش آموزان و معلمین از جو روانی _اجتماعی تفاوتی وجود دارد؟
2)آیا رابطه بین ادراک و انتظار دانش آموزان از جو روانی _اجتماعی کلاس با پیشرفت تحصیلی وجود دارد ؟
3)آیا رابطه ای بین ادراک و انتظار معلمین از جو روانی _اجتماعی کلاس ،با پیشرفت تحصیلی وجود دارد ؟
هر قدر متغیرها یا ادراک و انتظار که عوامل سازنده جو کلاس درس هستند به هم نزدیکتر باشند جو مناسب تر است و در نتیجه پیشرفت تحصیلی بهتر خو اهد بود بنابراین در این مورد می توان گفت :در محیط آموزشی ،شناسایی این متغیر ادراک و انتظارات دانش آموزان و معلمین از جو _اجتماعی کلاس ،معلمان را در رسیدن به اهداف آموزشی و تفکر دربارة شیوه های فعالیت آنها ما یاری می دهد واین پرسشنامه به نحوی مؤثر بازده دروس مختلف را بنابر کار برد مؤلفه های جو پیش بینی کند و یک ابزار معتبری برای پیشگیری بازده آکادمیک دروس مختلف همانند تست ها بهره هوشی است .این پرسشنامه می تواند به تنهایی همانند تستها ی بهره هوشی مورد استفاده قرار گیرد و یا اگر می خواهیم پیشگویی رابهبود بخشیم می توانیم آن را ه را ،با تستهای بهره هوشی بکار بریم .
4)اهداف پژوهش
برای اینکه مسئله ممکن باشد لازم است که مؤلفه های سازنده ادراک و انتظار جو کلاس معین گردد سه مؤلفه کلی برای جو روانی _اجتماعی کلاس تعیین می کنند .1- بعد تعامل افراد مشارکت ،ارتباط معلم شاگرد و ارتباط شاگرد با شاگرد .2_ بعد تحولی و به پیشرفت تحصیلی توافق شده به کار و به هدف 3_ بعد نگهداری مستقیم چیزی که به سازمان دهی مقررات و تغییر وابسته است (سیر کمالی ،1372 ).مؤلفه های که برای گروه بندی جزئیات مشمول جو روانی _ اجتماعی کلاس ذکر کرد به قرار زیر است مشارکت ، دلبستگی مقابل شاگرد _ شاگرد ، برخورداری از پشتیبانی معلم ، اهمیت به کار و تکلیف ،نظم و سازندهی ،مقررات ،نو آموزی ،و بر ضرورت تحقیق در این نهفته است که آموزش بر اساس علاقه به دنبال خود موفقیت و کسب لذت همراه دارد و این موفقیت به دنبال خود موجب پیشرفت تحصیلی می گردد و پیشرفت تحصیلی موجب علاقه دانش آموزان به تحصیل و ادامة آن می شود .
5)فرضیه های اصلی پژوهش
فرضیه های مورد مطالعه در این تحقیق عبارتست از :
1_ بین ادراک و انتظار دانش آموزان و ادراک جو روانی _ اجتماعی و انتظار معلمین این دانش آموزان جو روانی _اجتماعی تفاوت معنی داری وجود دارد.
2)بین ادراک و انتظار دانش آموزان (از جو روانی _ اجتماعی کلاس ) با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد .
3)بین ادراک و انتظار معلمین از جو روانی _ اجتماعی کلاس با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی دار وجود دارد .
6) تعارف مفاهیم و واژه ها
الف _ تعارف نظری یا مفهو می
1-6)جو روانی[1] :عبارت است از رابطه عاطفی بین معلم و شاگرد در چارچوب کلاس (میرکمالی ،1372 ).
2-6)جو اجتماعی[2] :عبارت است از محیطی که در آن محیط شاگردان به فراگیری علم و درک روابط اجتماعی می پردازند ( میر کمالی ،1372 )
3-6) پیشرفت تحصیلی :به رتبه و راندمان کار دانش آموزان به صورت معیار عددی در هر سه ماهه دوره تحصیلی و به خصوص در انتهای سال اطلاق می شود (بهاری ،1372 ).
7)متغیرهای پژوهش
1-7) متغیر مستقل :متغیر مستقل مورد بررسی این تحقیق جو روانی _ اجتماعی کلاس است و به عبارت دیگر ادراک و انتظارات دانش آموزان و معلمینشان از جو روانی _ اجتماعی کلاس است .
2-7)متغیر وابسته :
متغیر وابسته در مطالعه با پیشرفت تحصیلی است .واژه پیشرفت یعنی تغییرات ایجاد شده در جهت مطلوب و مساعد در رابطه با مسائل آموزشی پیشرفت و درجه موفقیت دانش آموزان در رسیدن به اهداف آموزشی از پیش تعیین شده بر روی رفتار دانش آموزان اعمال می شود و جنبه هایی از آنها قابل مشاهده و قابل اندازه گیری است تغییرات حاصل شده می تواند در هر کدام از سه حیطه شناختی عاطفی و یا روانی _حرکتی جایگزین می شود با اینکه این سه حیطه اجزاء جدا نشدنی از همدیگر ند ولی به دلیل فقدان از ابزار های دقیق اندازه گیری برای تمام وسایل عاطفی عملا" قادر به بررسی هر گونه تغییربوجود آمده در رفتار دانش آموزان نیستم تا از شدت وضعف ویا در واقع از کیفییت تغییرات بوجود آمده آگاه باشیم .(صالحی حسینی ،1993 )
3) متغیر تعدیل کننده :
3-7)متغیر تعدیل کننده در مطالعه ما چنین است که شامل دانش آموزان دختر و پسر است .
4-7) متغیر مورد کنترل :در مطالعه حاضر پایه تحصیلی دانش آموزان سال پنجم ابتدایی است
5-7) متغیر مداخله گر :متغیر مداخله گر در مطالعه حاضر امر یادگیری است.
مقدمه
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان یکی از شاخص های ههم در ارزشیابی آموزش و پرورش است و تمام کوشش ها و کشش های این نظام ،در واقع جامة عمل پوشاندن ،بدین امر تلقی می شود .به عبارتی ،جامعه به طور ویژه نظام آموزش و پرورش ،نسبت به سرنوشت کودک ،رشد و تکامل موفقیت آمیزوجایگاه او در جامعه ،علاقمند و نگران است و انتظار دارد از پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از ابعاد پیشرفت در نظام آموزش و پرورش ،مفهوم انجام تکالیف و موفقیت دانش آموزان در گذراندن دروس یک پایه تحصیلی مشخص یا موفقیت دانش آموزان در امر یاد گیری مطلب درسی مستفاد می شود و وجه مخالف آن افت تحصیلی است که یکی از معضلات نظام آموزشی است می باشد که به شیوه های گوناگون همچون عدم موفقیت دانش آموزان در دستیابی به هدف های مقاطع تحصیلی مربوط ،مردودی و تکرار پایه های تحصیلی ،ترک تحصیل زودرس و بیکاری و بلاتکلیفی خود را نشان می دهد .میزان پیشرفت تحصیلی ،یکی از ملاک های کار آیی نظام آموزشی است .پیشرفت تحصیلی ،در گرو عوامل بیشمار است که می توان آنها در دو مقولة کلی عوامل مربوط به تفاوت های فردی و عوامل مربوط .به تفاوت های فردی و عوامل مربوط به مدرسه و نظام آموزش و پرورش بررسی نمود به عبارتی پیشرفت تحصیلی ،گاه به علت خصایص ویژگی های شخصیتی و شاخص ذهنی ،اجتماعی عاطفی ،خود دانش آموزان است که می تواند متأثر از عوامل مربوط به خانواده نیز باشد و گاه به علت کارکردهای مدرسه و نظام آموزش و پرورش البته این دو تا حدی با یکدیگر در تعامل اند (پور شافعی ،1370 )
مروری به تحول و پیشرفت تحقیقات در زمینة موضوع
پیشینه تحقیق
کلاس به عنوان جامعه کوچک و فرعی تشکیل از شرکت کنندگانی از جامعه اصلی هر شهر یا کشور است که از نظر فرهنگی رفتاری ،اجتماعی و شخصیتهای با هم متفاوتند و تمامی این خصوصیات را با خود به درون کلاس می آورند .
بنابراین فرهنگی که هر کلاس در خود جا می دهد ارتباط تنگاتنگ با افرادی دارد که در آن کلاس فعالند وجود تفاوت های فردی بین افراد در کلاس باعث بوجود آمدن تعاملات روانی ،فکری ،اجتماعی و اخلاقی در آن کلاس می شود که این تعاملات حکایت از جو روانی _اجتماعی کلاس دارد و از طرف دیگر چون افراد کلاس متفاوتند در نتیجه جوهای متفاوتی در کلاسها دایر است لذا تعاریف متفاوتی برای جو باید موجود باشد (به نظر بلوم[3] (1964 )و به نقل از صالحی حسینی 1393 ) .
جو عبارتست از شرایط نیرو ها و محرکهای خارجی که در انسانها تأثیر می گذارد و یا محرکهای خارجی را در عوامل فیزیکی ،اجتماعی و فکری خلاصه کرده است و دامنه متغیر جو را از درونی ترین فعل و انفعالات اجتماعی تا نیروهای خیلی دور فرهنگی و سازمانی بیان کرده است و به نظر تاگیوری[4] (1968 به نقل از صالحی حسینی )جو مجموع کیفیت محیطی داخل هر سازمان است چهار بعد بوم شناسی و قلمرو یا محیط و سیستم اجتماعی و بعد فرهنگی را بدان نسبت داده است .در این زمینه بوم شناسی ارتباط مستقیم با وجود عوامل فیزیکی مواد و یا وسائل دارد. قلمرو در بر گیرندة افراد و گروهها ست بعد سیستم اجتماعی روابط الگو شده افراد و گروههاست بعد فرهنگی افراد و گروههاست بعد فرهنگی شامل سیستم های اقتصادی ارزشها ساختارهای تشخیص معانی است ،(موس[5] ،1973 )
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 169 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 235 |
مقدمه
حمد و سپاس خدای را که ما را به حقانیّت اسلام آشنا کرد وبه صراط مستقیم هدایت نمود ودرود بر حضرت خاتم المرسلین صلی الله علیه و آله که خدای تعالی او را بر امت اسلامی با شریعت یکتاپرستی مبعوث نمود و درود بر آل او مخصوصاً صاحب الزمان ( عج ) منجی عالم بشریت که هادیان و راهنمایان بشر در طول تاریخ هستند و درود بر شهیدان راه حق و امام شهیدان خمینی روح خدا .
اما فقهای نخستین همان محدثان و مفصران و حافظان قرآن بودند که مسائل فقهی را به مردم می آموختند از جمله آنها حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و عبد الله بن مسعود و ............ را می توان نام برد ولی در قرون بعدی ، یعنی در قرن دوم و سوم هجری ، با پیچیده تر شدن مسائل جامعه و رشد فکری جامعه اسلامی پایه های مکاتب کلامی مانند معتزلی و اشعری و همچنین مذاهب فقهی مانند حنفی ، مالکی – شافلی حنبلی به روش معمول و مصطلح آن گذاشته شد و در قرنهای بعدی به سیر خودش ادامه داد .
مسلمین از زمان ، رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بر سر مسأله امامت اختلاف پیدا کردند واین اختلافات با گذشت زمان بیشتر و عمیق تر گشت و موجب شد تا امت اسلامی به یکی از مذاهب و مکاتب فقهی و عقلی روی بیاورند و در مقابل مذهب دیگری قرار بدهند و مع الاسف این تضارب آراء و افکار مختلف به جای تقویت جامعه مسلمین شود ، باعث تضعیف مسلمین در مسایل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جهان اسلام گردید که هنوز هم سوء استفاده های زیادی از جانب استعمارگران از تفرّق ملل اسلامی می برند ؛ بعنوان نمونه شاید بتوان گفت که تأسیس فرق ضالّه مانند و هابیت ، بهائیت و غیره در راستای اهداف پلید مزوّرانه استعمارگران می باشد .
حال با عنایت به مطلب یاد شده اگر بتوان این اختلاف را بررسی کرد و کینه ها و عقده های گذشته را کنار گذاشت و در بین مسلمین با توجه به مصداق آیه شریفه « واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا » [1] اتحاد برقرار کرد ؛ موجب تقویت مسلمین و در نتیجه استقلال آنها و هویت حقیقی آنها که همان « امت واحده اسلامی » می باشد ، خواهد شد .
به قول حافظ :
زفکر تفرقه باز آی ، تا شوی مجموع به حکم آنچه شد اهرمن ، سروش آمد
تأسیس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه ، بخصوص در حال حاضر بعد از رحلت امام که تحرک بخشیدن این مرکز بزرگ و حساس را همیشه مد نظر داشتند ، پیدا شدن طلایه ها وحدت را نوید می دهد .
امید است ، در آتیه نزدیک ، امت اسلامی فارغ از تعصبات درون مذهبی و گرایشات سرشار از محبت و نوع دوستی امّت اسلامی را بدست آورند .
فصل اول
تعریف چند واژه و معنی لغوی و اصطلاحی خیارات در مذاهب اسلامی
1 – تعریف چند اصطلاح
می دانیم که هر علمی مقدمه و موضوع و بخشها و قسمتهای مخصوص و مشخصی را داراست که حیطة آن علم را مشخص می نماید .
علم فقه نیز به تبع این قانون کلی تعاریف و موضوعات گسترده ای را در بر می گیرد که شناخت و فهم آنها برای درک مفاهیم و قوانین کلی و اساسی لازم و ضروری است .
مفاهیم و کلمات مشخصی در متون فقهی معاملاتی وجود دارد که تعاریف مختصری را در اینجا برای هر کدام از مفاهیم ذکر می کنیم .
عقد جایز عقدی است که طرفین معامله یعنی خریدار و فروشنده می توانند معامله را به دلخواه خود فسخ کرده و خود را از مقررات عقد انجام شده معاف کنند از جمله عقد هبه . البته لازم به ذکر است که در بین فقها در مورد جواز یا لزوم بعضی از عقود اختلاف نظر وجود دارد .
لزوم مقررات خاصی را برای عقود ایجاد می کند که به دلخواه خود و بدون عذر شرعی نمی توانند آن عقود را به هم بزنند مثلاً عقد بیع ، عقد لازمی است که تنها در صورت وجود شرایط خاصی ، این لزوم از بین می رود . مثلاً در عقد بیع خیار مجلس وجود دارد که ضروروت و لزوم بیع را تا حدی تحت الشعاع خود قرار می دهد .
اقاله ، به هم زدن معامله و از بین بردن آثار بیع است . مثلاً بعد از انجام عقد ، یکی از طرفین می گوید که عقد را به هم بزنیم و اگر طرف دیگر راضی باشد ، معامله کان لم یکن خواهد بود .
اقاله به معنی لغوی گذشت از خطا و رهائی از ابتلا و به معنی اصطلاحی انصراف متعاملین از معامله و انحلال عقد با رضایت طرفین است . به اقاله تفاسخ و تقایل نیز گویند . همچنانکه عقد با توافق طرفین انعقاد می یابد با تفاسخ آنان نیز از بین می رود . قانون این امر را تجویز کرده است .
فسخ دارای خصوصیات ذیل است :
الف : اثر عقد معین یا ایقاع معین را از بین برده و به حالت زمان حدوث عقد یا ایقاع
( در حدود امکان و قدرت ) بر می گرداند این اختلاف در بین فقها هست که فسخ از حین وقوع عقد مؤثر است یا از حین فسخ به نظر راجح این است که فسخ از حین فسخ مؤثر است .
بیع ، انتقال عینی از شخصی به دیگری است در مقابل عوض مقدّر که از روی رضایت طرفین انجام می شود [2] .
و به نظر شیخ انصاری انشای تملیک عین به مال است [3] .
عقد عبارت است از این که یک یا چند نفر در برابر یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد . به تعبیر دیگر عقد از اسباب تملک به شمار می رود زیرا به وسیلة عقد می توان مالک عین یک مال یا منافع آن شد .
قانون مدنی در تعریف عقد اکتفا به عقد عهدی کرده که به موجب آن شخص انجام امری را که مورد قبول دیگری است به گردن گیرد و عهده دار آن شود که اگر انجام ندهد قانوناً اجبار و الزام می شود و حال آن که عقد تملیکی هم وجود دارد که عین مال از طرف کسی به دیگری انتقال یابد .
خیارات کلمه عربی است و جمع مؤنث خیار است . در اصطلاح قانون حقوقی حقی است برای متبایعین یا یکی از آنها که می تواند عقل لازم را به هم زند .
عقد :
اجرای معامله است بین خریدار و فروشنده که در گذشته با ذکر الفاظ انجام می شد ولی امروزه لفظ استعمال چندانی ندارد .
لزوم حکمی و حقی :
( فقه – مدنی ) هر گاه طرفین یک عقد لازم نتوانند در آن شرط خیار کنند لزوم آن عقد لزوم حکمی است مانند لزوم عقد نکاح و عقد ضمان . و هر گاه بتوانند در آن عقد ، شرط خیار کنند و به این ترتیب لزوم آن را برای مدتی از بین ببرند لزوم عقد مزبور را لزوم حقی گویند مانند لزوم بیع زیرا در عقد بیع می توان شرط خیار نمود .
1 – شرط در عرف به معنای رسم و شیوه نیز استعمال می شود.
2 – شرط در اصطلاح به معنای مطلق عهد است . [4]
3 – شرط در علم اصول آنچه از عدم آن ، عدم چیزی دیگر لازم آید . [5]
تعریف لغوی و اصطلاحی خیار
تعریف خیار :
برای آشنایی با بحث خیارات و احکام آنها ، لازمست در ابتدا به تعریف خیار بپردازیم :
تعاریف مختلفی برای خیار ارائه شده است . صاحب جواهر فرموده اند : خیار به معنی اختیار و انتخاب یعنی ترجیح یکی از دو شق قضیه است .
اما در اینجا ، این معنی مورد نظر نیست بلکه به معنای مالکیت و تسلط پیدا کردن بر اقرار به عقد یا از بین بردن آن است ، که بعد از وقوع عقد به مدت معلومی می تواند عقد را به هم بزند ( معنای اول معنای لغوی و دومی اصطلاح فقهی است ) و شکی نیست که خیار ثابت بلکه ضروری است که وجود داشته باشد .
در مکاسب این گونه آمده است : خیار در لغت اسم مصدر است از اختیار . و در نظرات جماعتی از متأخرین به معنای فسخ عقد است . همان گونه که در جایی از الایضاح اشاره شده است که در عقد جائز و فضولی وجود دارد . و در میراث مربوط به زیاده از ثلث می شود .
خیار در کتب حقوقی [6] به معنای تسلط بر ازالة اثر حاصل از عقد است . در قانون مدنی ، تعریفی از آن نشده است زیرا ماهیت آن تا اندازه ای بدیهی است و تعریف فقهی بالا نیز از مفهوم عرفی خیار گرفته شده است . بنابراین تسلط قانونی شخص در اضمحلال عقد را خیار گویند . خیار ممکن است ناشی از تراضی طرفین باشد (
مانند خیار شرط ) یا ناشی از حکم قانون باشد مانند خیار مجلس ( مادة 397 ق . م ) عقد خیاری آنست [7] که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد . چنانکه می دانیم در عقد لازم می توان با توافق ، آنرا به عقد خیاری تبدیل کرد و اختیار فسخ را نه تنها برای هر یک از طرفین ، حتی برای شخص دیگری که قبلاً از بین طرفین مشخص است تفویض کرد .
به این ترتیب طرفین معامله هر وقت خواستند می توانند با استفاده از اختیار فسخ عقد آن را منحل سازند . می دانیم که عقد اجاره از عقود لازم است و برای مدت معین واقع شده است موجر یا مستأجر برای خود حق فسخ اجاره را مثلاً پس از شش ماه یا فروش یا خرید خانه قائل می شوند که اگر از این حق استفاده کردند عقد انحلال پیدا می کند و اگر استفاده نکردند عقد ادامه می یابد .
شرط فسخ یا اختیار فسخ غیر از حق فسخ است که در قانون در موارد معینی بدون ایجاد شرط فسخ برای احد طرفین یا هر دوی آنها قائل شده است . حق فسخ حق قانونی ولی شرط فسخ شرط قرار دادی است .
فسخ معامله به موجب خسارات که در قانون مدنی ذکر شده است و هر یک از آنها با حصول و وقوع خود حق فسخ ایجاد می کند به حکم قانون برقرار شده است مثل اختیار فسخ معامله به علت معیب بودن مبیع .
اما فسخ عقد به موجب شرط ضمن عقد نتیجه قرار داد و توافق طرفین است مثل این که خریدار خانه در ضمن بیع شرط کند که تا مدت یک ماه حق دارد معامله را فسخ نماید . خیار در اصطلاح عبارت است از ملکیت و تسلط برای فسخ عقد ، به این معنی که صاحب حق خیار ، مالک فسخ عقد باشد یعنی اختیار به هم زدن معامله یا باقی گذاردن آنرا داشته باشد .
شیخ انصاری در تعریف خیار به « ملک فسخ عقد » توضیح داده اند که این تعبیر به خاطر یادآوری این نکته است که خیار از حقوق است نه از احکام ، بنابراین اجازه و ردّ فضولی ، تسلط بر فسخ عقود جائزه که از احکام هستند از تحت تعریف خیار خارج اند .
حق خیار ، مانند ملکیت از امور اعتباری بوده و دارای ارزش و بهایی است و بر آن آثار و احکامی مترتب می باشد .
گاهی خیار را این چنین تعریف کرده اند : مالک بودن کسی اقرار عقد را یا فسخ و ازالة آن را ، و این تعریف متأخیرن است [8] .
خیار در اصطلاح فقه
خیار در اصطلاح عبارت است از ملک فسخ عقد ، بدین معنی که صاحب حق خیار مالک فسخ عقد باشد یعنی اختیار بهم زدن معامله یا باقی گذاردن آن را داشته باشد [9] .
محقق شیخ انصاری می گوید ؛ در تعریف خیار که به ملک فسخ عقد تعبیر شده است ، شاید به خاطر تنبیه به این نکته باشد که خیار از حقوق است نه احکام ، بنابراین اجازه ورد عقل فضولی ، تسلط بر فسخ عقود جایزه که از احکام هستند از تحت تعریف خیار خارج هستند ، حق خیار مانند ملکیت از امور اعتباری است و دارای ارزش و بهایی است و برآن آثار و احکامی مترتب است .
و گاهی خیار را این چنین تعریف کرده اند : کسی که اقرار عقد یا فسخ و از اله آن مالک باشد [10] . و این تعریف در جواهر الکلام نیز آمده است :
« خیار ، تملیک اقرار عقد و ازاله آن بعد از وقوع مدت معلوم است و فی الجمله شیک در ثبوت آن نیست بلکه آن مانند ضروریات است هر چند که اصل در بیع لزوم است یعنی بناء آن بر جواز نیست [11] .
در بین اهل سنت خیار به معانی زیر تعریف شده است :
خیار اسمی از اختیار است و آن طلب بهترین دو امر در امضاء بیع و یا رد آن است ؟
و خیار به معنی برگزیدن و اختیار دادن به فروشنده و خریدار به صحت بیع یا فسخ آن بعد از دانستن صحت بیع و بطلان آن و شارع مقدس حضرت محمد ( ص ) برای رفع حال متعاقدین در هر عقدیکه در مقابل عوض ، صیغه بیع در آن اجراء گردد خیار تجویز نموده ، لکن در هر چیزی که صیغه بیع در آن اجراء نگردد مانند شفعه ، هبه ، ابراء ، نکاح ، نذر و صداق و مساقات وامثال اینها خیار نیست [12] .
خیارات آنچنان رابطه تنگاتنگ با معاملات دارد که کاملاً می توان ادعا نمود از هنگام تشکیل جوامع بشری که انسانها به معامله با یکدیگر پرداخته اند بیگانه با خیار که امری عقلایی است نبوده اند ، اگر چه دو خیار مجلس و حیوان از احکام تأسیس دین مقدس اسلام به شمار می آیند همانطوریکه امام خمینی « ره » فرموده اند « حقیقت خیار یک چیز است و آن حقیقت عرفی است در تمام موارد شرعی بودن و عقلایی نبودن خیار مجلس و حیوان شناخته شده نزد عرف ، شرعاً در این دو مورد قرار داده شده است » بنابراین صرف نظر از دو خیار یاد شده تاریخ خیار در جوامع بشری به دوران ماقبل تاریخ هم می رسد و نمی توان مبدأ معینی برای آن تعیین کرد و از آنجا که امر خیار امر عقلایی است نمی توان هیچ یک از انواع آن را از نظر تاریخی بر دیگری مقدم شمرد .
قوم عرب نیز از این امر مستثنی نیست ، اعراب حتّی رسوم دیگر ملل را پذیرا بودند و در دوران جاهلیت از ایرانیان و رومی ها ، قوانینی را اتّخاذ کرده بودند ، که در امر خرید و فروش آنها را به کار می بردند .
فصل دوم
انواع و اقسام خیارات مشترک در مذاهب اسلامی
انواع خیار
در بین علمای شیعه و اهل سنت خیار به انواع گوناگونی تقسیم شده است :
لمعه و شرح لمعه خیارات را به چهارده قسم تقسیم کردند و آنها عبارتند از :[1]
1 – خیار مجلس ، 2 – خیار حیوان ، 3 – خیار شرط ، 4 – خیار تأخیر ، 5 – خیار چیزهایی که در همان روز فاسد می شوند ، 6 – خیار رؤیت ، 7 – خیار غبن ، 8 – خیار عیب ، 9 – خیاد تدلیس ، 10 – خیار اشتراط ، 11 – خیار شرکت ، 12 – خیار تعذّر تسلیم ، 13 – خیار تبعض صفقه ، 14 – خیار تفلیس .
و در تحریر الوسیله حضرت امام ( ره ) خیارات به هفت قسم تقسیم شده است :[2]
1 – خیار مجلس ، 2 – خیار حیوان ، 3 – خیار شرط ، 4 – خیار غبن ، 5 – خیار تأخیر ، 6 – خیار رؤیت .
در شرایع الاسلام و شرح آن جواهر الکلام خیارات را به پنج قسم تقسیم کرده اند : [3]
1 – خیار مجلس ، 2 – خیار حیوان ، 3 – خیار شرط ، 4 – خیار غبن ، 5 – خیار تأخیر .
انواع خیار در مذهب حنفیه
در مذهب حنفیه و اصحاب او خیار را به دسته های تقسیم می کنند که با توجه به کتب حنفی ها می توان به دسته های زیر نام برد :
1 – خیار شرط ، خیار رؤیت ، خیار استحقاق ، خیار عیب ، خیار تکشّف و خیار غبن [4] .
2 – خیار شرط ، خیار رؤیت ، خیار عیب ، خیار ملک یا خیار تعیین [5] .
3 – خیار در کتاب الدرر به سه باب تقسیم شده است ؛ خیار شرط ، خیار رؤیت ، خیار عیب [6] .
4 – خیارات را به شانزده دسته تقسیم کرده است :
خیار تعیین ، خیار غبن ، خیار نقد ، خیار کمیت ، خیار استحقاق ، خیار تغریر فعلی ؛ خیار کشف ؛ خیار خیانت ؛ خیار وصف و مرغوب فیه ؛ خیار تعویض صفقه ؛ ظهور بیع مستأجره یا مرهونه ؛ خیار شرط ؛ خیار رؤیت ، خیار عیب ؛ خیار مجلس ؛ خیار جس .
انواع خیار در مذهب مالکیه :
خیار در مذهب مالکیه به پنج قسم تقسیم می شود که عبارتند از :
1 – خیار مجلس ، 2 – خیار شرط ، 3 – خیار عیب ، 4 – خیار رؤیت ، 5 – خیار غبن .
انواع خیار در مذهب شافعیه :
خیار در مذهب شافعیه در وهله اول به دو قسم تقسیم می شود :
الف – خیار تشیّه ب – خیار نقیصه .
خیار تشیّه سبب آن خیار مجلس و خیار شرط می باشد .
و خیار نقیصه سبب آن ، خلف لفظی ، تغریر فعلی ، قضاء عرفی ، عیب ، تلقی الرکبان ، خیارنجش می باشد .
که مجموعاً با خیار رؤیت نه قسم خیار در مذهب شافعیه می باشد .
انواع خیار در مذهب حنابله
خیار در مذهب حنبلیه به شش قسم تقسیم می شود :
1 – خیار مجلس ، 2 – خیار شرط ، 3 – خیار عیب ، 4 – خیار تدلیس ، 5 – خیار رؤیت ، 6 – خیار غبن .
اقسام خیارات مشترک در مذاهب اسلامی که مورد بررسی قرار گرفته :
1 – خیار مجلس ، 2 – خیار شرط ، 3 – خیار عیب ، 4 – خیار رؤیت ، 5 – خیار غبن .
دو قسم از خیارات که در مذهب امامیه و حنفیه مشترک هستند عبارتند از :
1 – خیار تبغض صفقه
2 – خیار تأخیر .
فصل سوم
خیار مجلس در مذاهب اسلامی
خیار مجلس در مذهب امامیه
سند خیار مجلس
« محمد بن یعقوب عن ابی علی الاشعری عن محمد بن عبد الجبّار عن صفوان عن العلاء عن محمد بن مسلم عن ابی عبدالله ( ع ) قال : قال رسول الله ( ص ) البُیّعانِ بِالخیارِ حتّی یَفتَرقا و صاحب الحیوانِ بالخِیارِ ثلاثه ایامٍ » [7]
منظور از مجلس یکجا بودن خریدار و فروشنده و عدم تفرق آنان از محل بیع به جهت عرف و حقیقت است یا مجازاً به مواردی هم شامل می شود که مقررات این چنین بیعی در آن رعایت شود مثلاً ممکن است خریدار و فروشنده در حین راه رفتن معامله را انجام دهند و محل معامله وقتی تمام می شود که طرفین به بیع رضایت دهند و عملی حاکی از امضای بیع انجام دهند مثلاً خریدار ؟؟؟ تصرف کند یا فروشنده در ثمن ، این خیار مادامیکه از هم جدا نشده اند ثابت است و با جدا شدن از هم و شرط کردن ساقط شدن خیار مجلس خیار ساقط می شود . مراد از مجلس مطلق مکان متایعین است در هنگام عقد . علمای امامیه در این خیار یک نظر ( رای ) هستند و چون محل بیع معمولاً یکجا است با لفظ مفرد تعبیر کرده و اضافه کردن خیار به خاطر اختصاص آن و ارتفاعش در صورت انقضای آن به جهت افتراق است ؟؟؟ در مورد غایت خیار ساکت است .
پس گریزی از قول قائلین به فوریت و تراخی نیست « در تذکره این خیار را فوری می داند » . و هر دو وجه در خیارات جاری هستند . ووجه صحیح از ادله مشخص نشده است . خیار مجلس به انواع بیع اختصاص دارد و ودر غیر از آن در عقود معاوضی جایز نیست هر چند که آن عقد همچون بیع باشد و خصوصیات آن را داشته باشد مانند صلح .
و برای متبایعین خیار مجلس تا زمانیکه از هم جدا نشدند ثابت است و با حائل و مانع در بین آن دو از بین نمی رود و فرقی نمی کند که حائل و مانع کلفت باشد یا نازک و مانع اجتماع متعاقرین باشد و یا اینکه مانع آن دو نباشد چون عدم تفرق و جدائی در آنها صادق است و همچنین خیار مجلس با جدایی آن دو از مجلس عقد ساقط نمی گردد هر چند در مدت زمان طولانی باشند ، مشروط به این که فاصله آن دو در طول این زمان از مسافتیکه بینشان در وقت عقد بوده زیادتر نشود ولی فاصله کمتر به طریق اولی اشکال ندارد وخیار برای آندو ثابت است .
خیار مجلس در مذهب حنفی
حنیفه می گوید خیار مجلس جز با شرط ثابت نمی شود و وقتی که عقدی بین متبایعین بدون شرط خیار تمام شد بیع لازم می گردد ، چه در مجلس عقد باشند و یا این که از همدیگر جدا شوند چون اصل در عقود لزوم از هر دو طرف است .[8]
و حدیثی که از قول پیامبر اکرم نقل شده که فرموده اند « البیّعان بالخیار حتی یفترقا نقل شده است بدین صورت حمل می کنند که معنی خیار مجلس همراه با شرط است . [9] و دلیل این که خیار مجلس را قبول ندارد آیات و روایاتی است که آیه 1 سوره مائده که خداوند فرموده و خط بالعقولها از آنجمله است .
ازث و خیار مجلس در مذهب حنیفه
در نزد ابو حنیفه و اصحابش خیار با مرگ صاحب خیار باطل می گردد و بیع تمام می گردد و وارث نمی تواند خیار مجلس را به ارث ببرد .[10]
خیار مجلس در مذهب مالکیه
مالک می گوید حدیث رسول خدا ( ص ) المتبایعان کل واحدٍ منها ما بالخیار علی صاحبه ، ما لم یتَفَرقا لا بیع الخیار » که این حدیث گرچه صحیح است لکن نزد ما عمل اهل مدینه مقدم بر آن است چون عمل اهل مدینه مانند تواتر است و تواتر هم مفید قطع است و بر خلاف حدیث که خبروا درو مفید ظن است [11] . و همچنین اگر عاقد خیار مجلس را در بیع شرط کند عقد باطل است [12] و گرفتن ثمن مکروه است .
و در یک حدیث نقل شده که مالک در ترک به حدیث فوق توجه کرده یعنی این که حدیث را قبول کرده و در نتیجه خیار مجلس را هم قبول کرده است .
ارث و خیار مجلس در مذهب مالکیه که بطریق اولی آنها به خیار مجلس برای وارث قایل نیستند .
خیار مجلس در مذهب شافعیه
دو نظر وجود دارد :
هنگامیکه قبل از عقد آن دو شرط کنند که خیار بعد از عقد ثابت است شرط صحیح است و عقد با نفس ایجاب و قبول لازم می آید ، و در مذهب شافعی دو قول است یکی از آن دو می گوید شرط صحیح نیست و دیگری آن چه ما گفتیم می گوید شرط صحیح است [13] .
بعضی از اصحاب شافعی می گویند که خیار مجلس بعد از تمام شدن عقد بدون شرط خیار ثابت می شود و بلکه اگر عدم خیار را شرط بکنند بیع باطل است و این شرطی است که اقتضای عدم عقد را دارد چون خیار مجلس بوسیله نص ثابت شده است نه بوسیله اجتهاد .
بنابراین مقتضی عقد می گرد و هر شرطی که مقتضی عقد نباشد باطل است [14] .
آنچه که گفته شد در مورد خیار بین قطع بیع با امضاء و یا فسخ آن بوده است ولی تفرق و جدایی از مجلس عقد موجب لزوم عقد می گردد چنانچه شرط منفعت کنند همان اجازه می شود که خیار در آن وجود ندارد و مانند این که کسی بگوید من با تو صلح می کنم با در هر ، در مقابل من در خانه ات به مدت یکسال سکونت می کنم [15] .
امّا به طور کلی شافعی می گوید خیار مجلس در هر بیع ثابت می گردد و در هر عقد معاوضی که مقصود از آن مال باشد خیار مجلس ثابت می شود ، مانند اجاره و غیر آن ولی قسمت حواله ، ابراء ، صلح و ............ چون بیع نیستند خیار مجلس ثابت نمی گردد .
ارث در خیار مجلس در مذهب شافعی
اگر یکی از متبایعین بمیرد بین آنها اختلاف است .
قول صحیح تر این است که می گوید خیار مجلس به ورثه انتقال می یابد که خود شافعی بدان قائل است .
شیخ طوسی در کتاب خلاف خود می گوید .
1 – ملک به مشتری با نفس عقد منتقل می گردد .
2 – ملک به مشتری با دو شرط منتقل می گردد .
3 – مراعات می شود و اگر بیع تمام گردد و معلوم شود که ملک یا نفس عقد منتقل شده است و اگر فسخ گردد ، روشن می شود که ملکیت بایع از بین نرفته است .
بنابر قول اول ، اگر ورثه در مجلس عقد باشند تا زمانیکه از همدیگر از مجلس عقد جدا نشوند ، خیار امتداد پیدا می کند .
اگر وارث غایب باشند هنگامیکه خبر فوت بدانها رسید تا زمانیکه از مجلس خبر جدا نشده اند خیارشان ادامه دارد و هنگامیکه از مجلس خبر جدا شوند خیارشان ساقط می شود و با جدا شدن بعضی از آنها از مجلس خبر خیارشان ساقط نمی گردد .
خیار مجلس در مذهب حنبلی
از عمرو ابن عباس و ابی هریره و ابی برزه روایت شده است که :
« المتبایعان کُلُ واحد منهما بالخیارِ ما لَم یَتَفَرَقا بِاَبدانِهِما »
خیار مجلس برای متعاقدین ثابت می شود گر چه شرط نکرده باشند و یا بعد از اتمام عقد شرط کرده باشند و برای هر یک از آن دو امضاء عقد و فسخ آن مادامیکه در مجلس هستند می باشد ، هر چند آندو بیشتر از یک ماه اقامت داشته باشند ، و اگر بالاجبار جدا شوند مانند این که درنده ای آنها را جدا کند و یا ظالمی آنها را از همدیگر جدا کند ، خیار آنها ساقط نمی گردد و وقتی عقد تمام شد و آن دو از هم جدا شدند ، بیع لازم می شود و برای آنها فسخ نیست ، مگر این که به واسطه عیب یا خیار شرط باشد [16] .
جدایی و تفرق به عرف مردم و عادت آنها در آنچه که جدایی می شمارند بستگی دارد و مشتری اگر خود بایع باشد مثلاً بایع برای خودش مال فرزندش را بخرد یا اینکه برای فرزندش از مال خودش بخرد خیار مجلس در آن ثابت نیست ، چون او متولی هر دو طرف عقد است و خیار برای او ثابت نمی گردد .
جدایی بدون اذن دیگری حرام است ؛ چون در حدیث آمده است که برای هیچ یک از متبایعین با صاحبش ترس از این که او برگردد و اعمال خیار کند حلال نیست [17] . خیلی ها معتقدند که خیار مجلس در عقود ذیل جاری می گردند :
1 – در عقد بیع
2 – شرکت در ملک بایع ، همانند این که سهمی از ثمن معلوم را به بایع بدهد ، چون آن صورتی از صور بیع است ، امّا شرکت در غیر از این مورد ، خیاری نیست .
3 – صلح بر مال ، خواه بصورت عینی باشد و خواه نقدی ، برای این که نوعی بیع است .
4 – اجاره بر عین ، مثل خانه و یا اجاره برمنفعت ؛ مثل سکونت خانه را اجاره دهد .
5 – هبه به شرط عوض
6 – در هر عقد بیعی ، قبض ، شرط در صحت باشد ؛ بنابراین در بیع صرف خیار مجلس ثابت می شود چون درصحت آن قبض شرط است وبیع سلیم ، خیار مجلس در آن ثابت می شود .
7 – قسمت
در مورد ارث در خیار مجلس حنبلی ها معتقدند که خیار مجلس به ارث نمی رسد .
خیار مجلس به سه امر ساقط می شود :
1 – در ضمن عقد شرط بکنند بعد از تمام شدن عقل خیار مجلس نباشد و این شرط گاهی از هر دو طرف ساقط میشود و گاهی از یک طرف بیع یعنی سقوط خیار تابع شرط است که در ضمن عقد می کنند .
2 – بعد از تمام شدن عقد آن را ساقط می کنند . یعنی متعاقدین می گویند : « اسقطنا الخیار » ما خیار را ساقط کردیم یا « اوجبنا البیع » بیع را واجب کردیم یا « التزمناه » به بیع مکتزم و پایبند هستیم یا « اخترناه » بیع را اختیار کردیم یا الفاظثی که مقید این معنا باشند را ادا کنند .
3 – جدا شدن یکی از متعاقدین از دیگری ، هر چند که مفارقت و جدایی یک قدم باشد مشروط به این که از روی اختیار و قصد صورت گیرد . چنانچه شخصی آن دو را مجبور به جدایی کند یا این که یکی از متعاقدین دیگری را مجبور به جدایی کند ، خیار مجلس ساقط نمی گردد و در صورتی که آن دو از لزوم عقد امتناع داشته باشند و گرنه خیار مجلس در صورت اکراه اجبار ساقط می گردد.
اگر یکی از متعاقدین بیع را فسخ کرد و دیگری آن را اجازه داد فسخ کننده مقدّم است هر چند که فسخ وی از اجازه دیرتر باشد و جهت آن این است که اساساً اثبات و جعل خیار بدین منظور است که صاحب خیار از فسخ عقد قدرت داشته باشد بر خلاف ( اجازه که در آن قدرت و تمکن هم نباشد و صاحب آن بدان اقدام هم نکند نفس عقد مقتضی آن می باشد )
قانون مدنی در مورد خیار مجلس در ماده 397 می فرماید : هر یک از متبایعین بعد از عقد فی المجلس و مادام که متفرق نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند .
جمع بندی احکام مشترک در خیار مجلس
خیار مجلس در مذهب امامیه و مذهب شافعیه و مذهب خنبلی پذیرفته شده است ولی در مذاهب مالکی و حنفی با شرط مورد قبول است که بحث شرط در آینده خواهد آمد ولی در مورد به ارث رسیدن خیار مجلس تمام امامیه معتقد هستند که خیار مجلس به وارث می رسد ولی حنفی معتقد است که وارث نمی توانند خیار مجلس را به ارث ببرند زیرا معتقد هستند که خیار با مرگ صاحب خیار باطل می گردد و بیع تمام می شود و مذهب مالکیه وقتی که معتقد است عمل اهل مدینه بر حدیث مقدّم است و خیار مجلس را قبول ندارد به طریق اولی می توان بدست آورد که خیار مجلس را برای وارث قبول ندارند .
در مذهب شافعی اختلافی بود صحیح تر آن این بود که با مرگ خیار مجلس به وارث می رسد ولی در مذهب حنبلی آنها معتقد بودند که خیار مجلس به ارث نمی رسد و مرگ را پایان کار می دانند .
فصل چهارم
خیار شرط در مذاهب اسلامی
شرط
عقد مجموعه ای هماهنگ شده است و هر چه در این مجموعه گنجانیده شود جزئی از عقد است . خواه در شمار تعّهد های اصلی باشد یا تبعی . شروط ضمن عقد چیزی جدا و مستقل از مفاد عقد نیست . بنابراین ، چون در حقوق ، شرط به طور معمول به تعهد های فرعی و تبعی گفته می شود به این اعتبار از اصل قرار داد فاصله می گیرد ، خود ، نظریه خاصی را به وجود آورده است .
رابطه عقد و شرط ، به ویژه در جایی که یکی از آن دو فاسد است ، یکی از مباحث پیچیده و مورد اختلاف حقوقی را تشکیل می دهد .
قبل از هر چیز شناخت معنای واژه شرط ضروری می نماید . این کلمه در عرف دو معنا دارد که یکی حدثی و دیگری معنای اسمی محسوب می شود .
معنای اولی حدثی – الزام و التزام
کلمة شرط بدین معنی مصدر فعل شرط بوده و دیگر مشتقات همچون شارط و مشروط از آن ریشه می گیرند .
نگاهی به گفتار فیروز آبادی در قاموس [18] :
وی شرط را چنین تعریف کرده است : « الزام شیء و التزام فی البیع و غیره ، یعنی متعهد ساختن و پذیرش تعهدی که ضمن عقد خرید و فروش و مانند آن « یعنی گونه های دیگر عقد صورت پذیرد ، شرط نامیده می شود . نیاز به گفتن ندارد که اگر بر پایة این تفسیر سپردن تعهد اگر در قالب عقد نباشد شرط نخواهد بود و بنابراین به کارگیری کلمه شرط در این گونه تعهدات ، استعمالات [19] مجازی یا غیر صحیح محسوب می گردد و حال آن که به عقیده ما این استعمال نه مجاز است نه نا صحیح .
دلیل صحت استعمال مزبور این است که در بسیاری از اخبار و روایات به سه روایت اشاره نموده است . و اما مجازی نبودن آن به استناد دلایلی اثبات می گردد . و اگر واژة شرط « به معنای مصدری ، به مشروط یعنی آنچه که شخص بدان متعهد می شود ، اطلاق گردد . مثلاً آنگاه که در خرید و فروش شرط گردد که مشتری اقدام به دوختن لباس برای فروشنده نماید ، در مورد خیاطی « مشروط » کلمة شرط به کار می رود [20] این گونه استعمالات مجاز می باشد .